۱۳۸٢/۱٢/٢٦
چارشنبه سوری

سلام.

 يک جورايي همه پر شديم از حال و هواي مقدس عيد؛ حس تازه شدن؛ نو شدن...يه عالم خونه تکوني و...خلاصه اصلاً مهم نيست کجايي و چي کاره اي...فقط کافيه که ايراني باشي که اون وقت بلدي با طبيعت هم آوا بشي!

امروز هم چهارشنبه سوري ايه! ما ايراني ها يه عالم کاره خوب داريم بکنيم!

از اسمش هم پيداست که چارشنبه خوش گذرونيه و جشن و سرور!

حالا که توپ مرواريد نداريم؛ ولي آتيش که مي تونيم روشن کنيم دورش شادي کنيم همه از رو آتيش بپرند و بخونيم

"زردي من از تو سرخي تو از من"

...بعد هم خاکسترش رو بريزيم دور برگرديم بگيم از عروسي آمديم تندرستي آورديم! يا مي تونيم کوزه بشکونيم! يا کندر . خوشبو(اسفند) بسوزونيم

 دخترها برن فالگوش وايسن، شعر بخونن...آجيل بخوريم...

من چه غروري دارم از ايراني بودنم.

 

 

راستي يه خبر بدم من و پويا فعلاً کويريات  مي نويسيم...و سه نفر نيستيم...يعني نويسنده  "فردا جمعه نيست" فعلاً نيست!

 

 

الهه


اضطراب...

 

روز من از نو مي شود

اضطراب کهنه!

برف که ببارد

تو مي روي

اضطرابي هم!

 

 

پويا

پاييز

(آذر 1382)

 

 



۱۳۸٢/۱٢/٢۱
ابر که می آيد...

ابر که مي آيد

دلتنگي ام را که بر طناب آويخته ام

خيس مي کند باران.

دلم مي خواهد کسي را صدا کنم؛

کسي که نامش را

در ميان حروف کهنه الفبا

از ياد نبرده ام...

پويــــــا



۱۳۸٢/۱٢/۱٧
آغازهای نوين

اينم برای شروع....برای يه شروع تازه و خوب...شاد باشيد.

 

الهه


 

 

 

New beginnings

 

There are times

when we just can not cope

with what is happening

in our lives.

 

We lose our confidence easily,

We feel bewildered,

And carry with us a feeling of disappointment.

 

 

When we feel like this,

When We are feeling

Distressed within ourselves,

We have to learn new ways

for coping with our lives…

 

 

We have to search for new beginnings.

 

 

آغازهايي  نوين

 

وقت هايي هست

که نمي توانيم همرکاب حوادث زندگيمان تاخت کنيم.

  اعتمادمان را به آساني از کف مي دهيم ،

سرگردان مي شويم و بار احساسي نوميدوار را بر دوش مي کشيم.

  وقتي که چنين مي شود؛

در اعماق درون خويش وقتی پريشان مي شويم

براي همگام شدن با زندگي؛

بايد روش هاي تازه بياموزيم

و به جستجو برخيزيم؛ آغازي نوين را.

 

راهي بيابيم که ياري مان دهد؛ تا ديگر بار رضايت و آرامش را فراچنگ آريم.

راهي که توانمان بخشد تا زندگي راسرشار تر کنيم، به کام خويشتن.

اين جقيقت راهرگز در نيابيم؛ که چه ها توانيم کرد

که زندگي را چگونه ديگرگون توانيم ساخت

مگر آن که بيازماييم، بکوشيم.

هرگز نخواهيم دانست مگرآن  زمان که دست بسوي خدا برگشاييم که توانمان دهد زندگي را بجوييم؛ زندگي سرشارتري را.

ويازيمان دهد باز بياغازيم؛

 که با زندگي خويش را بسازيم؛

به کوتاه زماني حتي

سفري کنيم به آغازهاي نوين.

 

 

"پائولين اسميت"

 

 

 

 

 



۱۳۸٢/۱٢/۱٥
ما می آييم...

سلام.

بالاخره به طور جدی تصميم گرفتيم برگرديم...از تصميم تا عملی کردن اون تصميم يک کم طول کشيد...که خوب يک مقدار زساديش تقصير شرایط بود... حالا ولی می آييم...و اين مژده رو به خوذمون می تونيم بدیم که دوباره شما رو می بينيم...

کويرياتی ها

جمعه نيمه اسفند