۱۳٩٤/٥/٢۱
نقش ها، نگاه ها و اعداد

مدتی است شاید از وقتی مادر شدم، بیشتر خودم رو جای مامانم و بقیه مامان ها می ذارم. نگاهم رو مقایسه میکنم نگاهم به وقتی من بچه ی 3؛4 یا 5 ساله ای بودم به مامانم و بقیه مامان ها، و نگاهم رو به خودم، به مامانم و بقیه بچه ها.

تو نگاه من از کودکی تا الآن مامانم همیشه مامان بوده. انگار از روز اول مامان بوده، وقتی عکس های قدیمی اش رو نشونمون می داد، یا از تو کمد یه لباسی رو می آورد بپوشه و می دید دکمه اش بسته نمی شه و می گفت مال زمان دختری ام بوده، یا وقتی کفش هاش که مال زمان دختری بود می پوشید ... من همیشه فکر می کردم چقدر این کفش ها این لباس ها قدیمی ان... همه چیز انگار خیلی قدیمی بود و انگار سالیان درازی بود که دیگه چیزها اون جوری نبود.

الآن که من کفشی تو کمدم دارم مال 9 سال پیش و هنوز می پوشمش، گاهی خنده ام می گیره... 9 سال پیش زمان دختری من بوده... مامانم 9 سال بعد ازدواجش 4 تا بچه داشته... 9 سال بعد از ازدواجش دقیقاً میشه همون موقعی که من فکر می کردم این کفش ها این لباس ها این عکس ها مال خیلییی قدیم ه.

این حس ها گاهی وقتی بچه های مهد من رو مامان آریو صدا می کنن خیلی واسم تشدید میشه... یه بچه هایی هستند تو دنیا که فکر می کنن من از روز اول یه مامان بودم... در حالی که چیزی که خودم می بینم اینه که من هنوز همون بچه ام که فکر می کنه خودش از اول تا همیشه بچه اس و مامانش و مامان های دوست هاش همیشه مامان بودن...

اینقدر هی این عدد ها و نقش ها و نگاه ها رو مرور می کنم که خل میشم گاهی... دیشب اما دیدن یک تیکه فیلم من رو انگار محکم پرت کرده به 32 سال پیش... فیلم بدنیا آمدنم که تو بچگی ام می دیدم و فکر می کردم خیلی قدیمی ه نگاه می کردیم.

با مامانم و بابام نشسته بودیم و اینبار انگار بجای اینکه ببینم اون نوزاد که داره تو بیمارستان شیر می خوره یا از تو گهواره میره تو بغل بابایی منم، خودم رو میدم که جای مامانم هستم. انگار تازه میفهمم مامانم که می گفت باورم نمیشد سه تا بچه ، 4 تا بچه دوروبرم هست یعنی چی...

آریو رو صبح صدا کردم فیلم رو واسش گذاشتم می گم مامان این کیه؟ در حالیکه الهه 10 روزه تو بغل باباش ه. آریو با یه نگاه با لحن ه مطمئن جواب میده:" نی نی تاراس". ... و من این بار خودم رو می بینم که خیلی زود شاید نوه ام رو بغل می کنم و آریو و تارا شاید اون موقع بفهمن من از روز اول مامان نبودم...

 

الهه

کودک کوچکی که مادره.

مرداد ماه 1394