۱۳٩٤/٧/٢
رنگ این روزها
  • این روزها با وجود ابری بودن هوا و گاهی تاریک بودن، رنگ رنگی ه. نا خودآگاه من رو یاد دوسال پیش می اندازه و یاد حال و هوای پارسال. دو سال پیش تی ای همین درس بودم و یه مامان شیرده. برنامه ریزی واسه گرفتن وقت از اتاق شیردهی و دوشیدن شیر و بدو بدو رفتن سر کلاس... دقیقاً مثل این روزها... 
  • کلاسم با گچ های رنگی رنگی و حل کردن مسئله ها روی تخته سیاه من رو یاد کلاس های ریاضی دوم دبیرستان می اندازه...

  • یکی از معدود چیزهای نوزاد داری که دلم واسش تنگ نشده بود دوشیدن شیر بود... تو اتاق بشینی و یه ساعت صدای پمپ رو تحمل کنی... تنها چیزی که انگیزه میده بهم اینه که دارم این کارو می کنم که بهترین چیز رو بدم دست اون عزیز دلی که تو مهد داره شیطونی می کنه الآن.
  • پریروز از پنجره آفیس یه آتش سوزی بزرگ رو می شد دید و هم اتاقی هام اصلاً متوجه اش نشده بودن... همچین آدم هایی هم اتاقی ام هستن!
  • امروز روز اول مهر ه ودیروز جشن شکوفه های خواهرزاده ام! خیلی زود میگذره... باورنمیشه کرد... خودم همین یه کم قبل با روپوش طوسی و مقنعه سفید رفتم مدرسه روپوشی که خودم مدل رو نقاشی کردم و خاله ام واسم دوخت! 

الهه

بازیگوش و رنگی رنگی...

اول مهر 1394