۱۳۸٦/٢/۱٤
استیصال

 

در عبور از این گذر هولناک آنقدر به ریسمان های پوسیده و شاخه های خشک چنگ زده ام تا به هر زحمتی و قیمتی عبور ممکن شود بی حتی نگاهی یه پاهایم که راه رفتن ممکن است و بی خطرتر! بی منت!

امروز در پاهایم سخت سست و ضعیف شده و یارای قدم برداشتن نیست. در خلوتم سر برزانو می اندیشم به ابدالاباد که در همین میان راه چمباتمه خشکیده ام!

الهه

۱۳ اردی بهشت ۱۳۸۶