۱۳۸٦/۳/۱٦
پرخون؛‌ پرنفس

تو را دوست می دارم؛ چون دست هایی که نوازش را.

و دلم می خواهد

شکنندگی لب هایم را گاه به تن مواج تو بسپارم

تو را دوست می دارم؛ چون گلبرگی که شبنم را.

و دلم می خواهد

گاه بسپارم آغوشم را به کودکی که از خنده هایت رها میشود

تو را دوست می دارم؛

نچون هر رویایی

تو را پر خون؛ پر نفس دوست می دارم

پويا