۱۳۸٦/٦/٥
سفر هلند

بالاخره اومدم نروژ و 2 روز بعدشم رفتم برای جنبه ی گردشگری و البته دیدار یه دوستی هلند! که یه روزش هم رفتیم بلژیک.

به ترتیب : آمستردام؛ ماستریخ، آیندهوون، نونن، رتردام، دن هاخ ( لاهه)، آنتورپن و اوترخت شهرهایی بود که رفتیم و دیدیم.

گزارش خیلی خلاصه از سفرم که بخوام بدم باید بگم که هلند کشور تمیزیه. ( ولی نروژ تمیز تره! ) دوچرخه به نسبت نروژ خیلی خیلی متداول تره و البته دوچرخه سواری تویش خیلی خیلی آسون تره! همه جا صاف و تخت است. ساختمان قدیمی و خیابون های سنگفرش زیاد می بینه آدم. ساختمان های مدرن هم تو بعضی شهرها هست. کلی شهرها تویش رودخونه داره و پراز کانال ها و پل های قدیمی و جدید.

 


ماستریخ خیلی شهر قشنگیه!پراز پس کوچه های قدیمی! یه رودخونه ماس تویش بود که خیلی خوشگل بود. مرتفع ترین جای هلند با ارتفاع 160 متر از سطح دریا نزدیک اونجاست. یه غار ساختگی که میشه بهش گفت معدن سنگ و میشه بهش گفت گالری هنری داره که واقعاً به دیدنش می ارزه!

 


دن هاخ یه موزه داره که همه جاهای دیدنیه هلند رو اونجا کوچولوشو ساختن! به اسم مادورادام. اگه مثل من بچگی با گالیور و لی لی پوتی ها حال می کردید حتماً اونجا رو دوست خواهید داشت. و اونجا یه ساحل خیلی خوب با ماسه های مهربون داره، اسخیوینگن. یه غروب به اندازه های خدا رومانتیک!

رتردام یه برج داره که 185 متر ارتفاع داره و کلی خوشگلی های شهر از اون بالا پیداست! خیلی جای قشنگیه!

 


آنتورپن مرکز تجارت الماس دنیاست که شهریه توی بلژیک در قسمت هلندی زبان بلژیک. ایستگاه راه آهنش یه وجب از خدا کوچیک تره! و الماسهاشم در حد خدا خوشگلند! به طرز چشمگیری همه ی این تاجرهای الماس یهودی یا روس هستند.

ولی همه اینها یه طرف آدم این جاها رو یا یه Right Person  یی بره خیلی خوش میگذره! سفر کوتاه و بی شک خاطره انگیزی بود. من از لحظه اول که تو هواپیما نشستم تا وقتی برگشتم اسلو همه اش یه این فکر می کردم که به بهترین نحو از همه چیز لذت ببرم. خیلی خیلی بهم خوش گذشت. جای همه اونها که دوستشون دارم خالی بود. شاید بعداً ها روایت دومی از سفرم نوشتم.

 

الهه

پنجم شهریور 1386