۱۳۸٦/٧/۱
پاییزه

امروز اول مهر است! روز اول پاییز!  پاییز از حیث پاییز بودنش و بارونش و حزنش و شادیش خاصه. واسه همه اونهایی که از روزهای پاییزی و پیاده روهای خیس خاطره دارند. و واسه همه مون که مدرسه رو با روز اول پاییز شروع میکردیم.

دفترهای نو، صفحه های اول خوش خط، دیکته دوره ای، اولین 20 ! بوی کتاب نو، مانتو شلوار جدید، کلاس بندی، دلهره تو کلاس دوستت افتادن و نیوفتادن. تصمیم های جدید که از امسال دیگه درس هامو واسه شب امتحان انباشته نمی کنم!

اینجا خیلی وقته اول مهر شده؛ 1.5 ماهه می ریم سر کلاس و از رو تقویم یک ماهه پاییز شده. ولی اسلو الآن دو سه روزه لباس پاییزی پوشیده... دلم واسه پرسه زدن تو خیابون زیر بارون پیاده برگشتن از سینما تنگه.

 



  • چای با خرما خوشمزه است
    با شوکولات کاکائویی هم خوشمزه تر
    گاهی , لب داغ چای را می سوزاند
    یک جرعه چای که سر می خورد توی تن آدم نفوذ می کند تا همه جا
    نفوذ کردن خوب است
    من فهمیده ام که فقط چیزهای خیلی نرم می توانند نفوذ کنند
    سنگ بیچاره , سالهاست عاشق شیشه است
    و هربار که می خواهد نفوذ کند توی دل شیشه
    هم شیشه می شکند
    هم دل سنگ
    آب هم عاشق سنگ بود
    ذره ذره نفوذ کرد توی دلش
    سنگ هم آب شد حیوانکی از شدت عشق
    من حس می کنم آدم روحش مثل آب می ماند
    تنش مثل سنگ
    من اگر تو این نزدیکیها بود , می چکیدم روی تنش آنقدر که سنگی نماند
    بعد آب بود و آب ,
    آب با آب فرقی ندارد ,
    خدا مثل دریاست
    بعد من و تو شکل یک چشمه می شدیم , سرازیر به دریا
    چیزی که عاشق و معشوق را حل می کند فقط عشق است
    خدا هم عشق است
    نمی دانم چرا عشق باید تنها باشد

    …...
    من با قطره های باران آدم بارانی درست می کنم
    آدم بارانی از آدم برفی قشنگ تر است
    آدم بارانی مثل هلو می ماند
    می رود توی گلوی آدم بعد گیر می کند
    جایش تنگ می شود نفسش می گیرد طفلک داد می زند و آدم را تکان می دهد
    بعد آدم حس می کند یک چیز خوب دارد گرمش می کند
    آدم بارانی از چشم های آدم فرار می کند روی لبش
    آدم بارانی داغ است
    شور هم هست
    …از بلاگ آلبالو

  • دو تا وبلاگ جدید هم معرفی کنم: امید فرداها و شهرزاد. دو تا دوست که تازه وازد دنیای وبلاگی شدند.
  • اون روزی یه فرشته کوچولو روز میزم تو دانشگاه یه بشقاب حلوا گذاشت روز قبلش دو تا فرشته کوچولو واسم بامیه و نون خامه ای و کلی چیزها اوردند. دو روزم افطاری مهمونی بازی کردیم. همه چیزماه رمضون تکمیله! من باید سعی کنم آدم بهتری باشم.

 راستی صبح ها تو گوشم این صدا می آد که  من دوستش دارم. قرآن دوست داشتین گوش بدید می تونید امتحان کنین.این جا! راشد العفاسی!

الهه

اول مهرماه 1386