۱۳۸٦/۱۱/٢۸
اینرسی

 من سخت تغییر فاز میدم. این خصوصیتم گرچه گاهی اذیتم میکنه ولی ازش خوشم می آد. یه نفر یه وقتی بهم گفت خیلی «اینرسی» ات زیاد است و این کاملاً واژه خوبی واسه توصیف من و من بعد از اون ازش استفاده کردم و دیگران از جامع و مانع بودن این واژه لذت بردند. من سخت شروع می کنم و خیلی خوب ادامه میدم. مثال ساده اش همین شمشیربازی است که اول رفتم با نردبان افقی ببینم اونجا توی تمرین شمشیربازی چه خبره چون لباس شمشیربازها به نظر قشنگ و جالب بود واسه تماشا و حالا 4 سال و 3ماه تقریباً بی وقفه شمشیربازی می کنم. 

 

 

 

ولی تو این جریان وقت هایی که باید تغییر فاز بدم گاهی خیلی اذیت میشم و خیلی سخت شروع می کنم. یک نمونه اش تغییر مدل درس خوندن دانش آموزی و دانشجویی بود که تقریباً 4 سال طول کشید تا تونستم! نمونه دیگه اش که احساس خیلی بدب بود چون بازه زمانی محدودی داشتم واسه شروع فرآیند پر ماجرای apply کردن بود و این روزها با شروع به نوشتن کردن تزم به شدت مشکل داشتم. و این دو مورد اخیر رو گفتم که بگم از دوست خوبم که دو یا نزدیک باشه سرش شلوغ باشه یا نباشه یه کمک های مختصر و به شدت مفیدی می کنه و من رو می ندازه تو جریان. اینکه دو سه روزه خوشحالم که بالاخره شروع کردم به نوشتن حتی یکی دو صفحه  همه اش به خاطر کمکش بود. بازم ممنونم دوست خوبم

الهه

28 بهمن 1386