۱۳۸٦/۱٢/٦
تو یه چشم به هم زدن

چشم ها باز، نزدیکی؛

یه چشم به هم زدن، خیلی دور.

چشم ها باز، یه خبر خوب؛

یه چشم به هم زدن؛ یه خبر بد.

چشم ها باز تو خوشحال ترینی؛

یه چشم به هم زدن، دیگه نیستی...

چشم ها باز، عقربه ها یه قدم یه قدم؛ پاورچین پاورچین...هیسسسسسس

یه چشم به هم زدن همه چی گذشت... تو میگی زود گذشت؟ تو میگی آسون گذشت؟

شاید خوبه که گذشت.

چشم ها باز، چشم ها بسته؛ باز...بسته ... باز...

تو یه چشم به هم زدن خیلی چیزها میشه عوض بشه. تو میگی دفعه بدی نوبت اینه که خوب بشه. یعنی تو یه چشم به هم زدن خوب میشه؟

 

الهه

اسلو

6 اسفندماه 1386