۱۳۸٧/۱/٩
مارسی و تولن

از سفر برگشتیم و باز مثل همه سفرها کلی چیزهای جدید دیدیم و یاد گرفتیم. من اولین سفرم به فرانسه بود. و می تونم بگم مارسی بین شهرهایی که دیده بودم شهری کاملاً متفاوت بود. شاید مثلاً اسلو و کپنهاک یا حتی آمستردام  که توی اسکاندیناوی نیست خیلی به هم بیشتر شبیه اند یا شهرهای دیگه ای که پایتخت نیستند مثل رتردام و تورنهایم تا مارسی به همه این شهرها. مارسی مرکز شهرش شبیه روز بازارهای شهرهای شمال ایران مثلاً چالوس پراز دستفروش و ماهی فروش است. توی اینترنت خوانده بودیم که 25% مسلمان دارد مارسی ولی توی مرکز شهر که بیشتر جاذبه های توریستی هم اونجاست این 25% چیزی به اندازه 75% به نظر می رسد. تقریباً همه قصابی ها گوشت حلال دارند و بیش از نیمی از رستوران ها توی بلوار Canabiere  که منتهی میشه به بندرگاه قدیمی مارسی غذای حلال دارند. این قسمت های شهر که ما دیدیم خیلی کثیف تر از کثیف ترین قسمت های اسلو که من دیدم بود. مردم به جز اعراب که با هم عربی حرف می زنند بقیه کسانی که قیافه هاشون مشخص فرانسوی نیستند همه فرانسه صحبت می کنند. فرانسه حرف زدن ما رو مسخره نمی کردند و سعی می کردند بفهمند منظورمون رو.

از دیدنی های مارسی که چند تا کلیسا و قلعه قدیمی قشنگ دارد و جاذبه طبیعی که به نظر من خیلی جالب بود Calanque ها بود که چیزی شبیه Fjord های نروژ ولی نه پوشیده از درخت های سوزنی برگ بلکه ساخته شده از صخره های سفیدرنگ. ما با قایق رفتیم به جزیره ای در مارسی که پراز این  Calanque ها بود.

 

 

 

مثل بقیه شهرهای کنار دریا غذای دریایی همه جورش اونجا متداول بود و سوپ ماهی که با پنیر زرد رنده شده و خامه ترش با زعفران سرو میشه غذای سنتی مارسی به شمار می آد.

 

 

 

ما از مارسی با قطار رفتیم به شهری به فاصله 64 کیلومتر از مارسی به اسم تولن. تولن شهر نقلی تمیز و قشنگیست. خلیج قشنگی دارد و که یک طرفش استفاده های نظامی می شود. مردمش خوب و مهربان بودند. و به نسبت مارسی اندکی ارزان تر بود.

 

 

 

وقتی بر می گشتیم توی فرودگاه فکر می کردم دلم برای زبان فرانسه تنگ می شه و کلاً می تونم بگم سفر خیلی خوبی بود.

الهه

نهم فروردین ماه 1387