۱۳۸٧/۱/٢٧
این روز دنیا واسه من...

شب های بلند زمستون های اینجا رو دوست دارم .
روزهای خیلی بلند تابستون های اینجا رو دوست دارم.
هوای ابری بهار و پاییز و زمستونم دوست دارم.
هانس که پیرمرد خوش اخلاقیه و اون پایین سالن تربیت بدنی می شینه و بهمون inne bandy køle میده دوست دارم. هانس میگه خیلی جات خالی بود نبودی ولی حتماْ‌خیلی الآن سخت می گذره که تنهایی.
استادهامو دوست دارم. اینکه داگ میشینه تا مسئله هامو حل کنم و برام می خواد قهوه تلخ بیاره دوست دارم.
آدم های بیربط مهربون هم دوست دارم.
طبیعت نروژ و اون بالاهاشو دوست دارم پایینهاشو کنارهاشو دوست دارم.
ولی همه اینها رو دوست تر دارم اگه...
الهه
بیست و هفت فروردین ماه ۱۳۸۷