۱۳۸٢/٦/٩
صراط مستقیم؟

خوب اول از همه کسانی که میان بلاگ ما رو می خونند خیلی ممنونم و بعد از کسانی که میان و منت می ذارن نظر هم میدن بیشتر ممنونم. مطلب بعدی هم اینکه توی یکی از نظرات یکی از دوستان رشته آقای میم رو پرسیده بودند که ترجیح دادم خودشون از حج برگردند جواب بدن.


 


قبلاً فکر می کردم که خیلی هدف ها دارم که برام مقد سند،خیلی چیزها هست که بهشون پایبندم و حاضرم هر کاری براشون بکنم و از این که رو عقیده ام که با فکر هم انتخابش کردم این قدر محکم ایستاه بودم احساس غرور می کردم ولی یک چند وقت پیشا نه خیلی اتفاقی همین طور کم کم نسبت بهشون بی اعتقاد شدم و آن موقع احساس می کردم دارم به جای آن اعتقادات قدیمی یه چیزای بهتری رو جایگزین می کنم…ولی الآن که همه اعتقادات و باورهای قبلیم رو که فکر هم می کنم خیلی هم خوب نبوده  کاملاً از دست دادم می بینم هیچ چیز بهتری هم جای اونها رو برام نگرفته…برای همین هم یه چند مدتیه خودم هم نمی دونم تو این زندگیم دارم چی کار می کنم …همین طور بیخودی روزم رو شب می کنم شبم رو روز…وقتم رو عمر بدون این که تو این وقت زندگی کرده باشم…و حالا از این وضع خسته ام و خیلی هم نگران…

شما چی…تا حالا شده همین طور دور خودتون بچرخین و بچرخین و بچرخین ولی آخر هم فکر کنین فقط دارین تو زندگی صفر می کشین… برگشتین سر جای اولتون و هیچ…اون وقتا چی کار کردین که دوباره تونستید راه درستو پیدا کنین؟

 

الهــــه

بیست و پنجاه و دو دقیقه

نهم شهریور هزاروسیصدو هشتاد و دو