۱۳۸٧/۱/۳٠
قهرمان کشوری

شهریور 1383 بود روزی که عمه شده بودم مربی شمشیربازی ام گفته بود قهرمان کشوری می تونی شرکت کنی! من خیلی واسم عجیب بود که مگه می شه آدم 10 ماه باشه شمشیربازی رو شروع کرده باشه و بره قهرمان کشوری مسابقه بده. خلاصه اون سال فقط رفتم تماشا. 

 

 

 

سال بعدش به خاطر مشکلاتی که همیشه ورزش تو ایران داشت اعم از بودجه و ضعف مدیریتی و خیلی چیزهای دیگه که نمی دونم چی بود قهرمان کشوری برگزار نشد برای خانم ها.

اسفند 1384 بود که مسابقه های انتخابی قطر بود دوباره تو سالن فداراسیون شمشیربازی تهران... روز چهارشنبه رفتم دوستم رو تشویق کردم روز مسابقه فلوره و سابر بود. پنجشنبه اش مسابقه اپه بود و من هم اون موقع رشته ام اپه بود... اون روز تو ایستگاه مترو امام خمینی مترو با درهای بسته وایستادو راه نرفت، نه راه پس داشتم نه راه پیش. یادمه قطار 55 دقیقه بی حرکت تو ایستگاه بود. کلی مردم غش کردن و کلی هم به امتحان ارشدشون که تو همون روز بود نرسیدند. من خیلی زود راه افتاده بودم... خلاصه طالقانی از مترو پیاده شدم و با شمشیر و اون کیف شمشیر سنگین دویدم تا فدراسیون. 9 نفر از بچه های تیم تهران بودیم که همه تو همون مترو گیر کرده بودیم. گفتند پول ها رو بسته اند و ما نمی تونیم شرکت کنیم. خدایی خیلی ناراحت شدم از من بدتر مربی ام. و تا وقتی ایران بودم هیچ موقع دیگه مسابقه ای برگزار نشد.

پارسال اینجا قهرمان کشوری توی برگن بود و به من گفتند چون نروژی نیستی نمی تونی شرکت کنی.

امسال توی دسامبر که برنامه سال 2008 رو می دادند دیدم نوشته توی آوریل قهرمان کشوری است.

کلی مردد بودم قهرمان کشوری رو برم یا قهرمانی بین المللی دانشجویی. خلاصه با پوآن تصمیم گرفتیم قهرمان کشوری رو برم. و امروز عازم Moldeام. کلی ذوق دارم همه اش می گم نکنه... خبرهای بعدی رو از Molde می گم براتون و اینکه اونجا چه جور جایی است.

الهه

سی ام فروردین 1387

اسلو