۱۳۸٧/٢/٥
تیم پسرهامون برنز گرفت

روز دوم شمشیربازی تیمی بود و ما توقعی نداشتیم خوب نتیجه بگیریم فقط رفتیم که تفریح کنیم و تفریح کردیم و خوب بازی هایی هم ارائه دادیم به نسبت... و تیم پسرهای دانشگاه مون سوم شد و کلی فینال تیم های پسرها فینال خاص و قشنگی بود کاش می شد فیلم سه دقیقه آخرش رو اینجا بذارم همه لذت ببرند. خیلی خیلی خوب بود.

اما دو مورد درتو پست قبلی تو کامنت ها  بود: 

  • عکس پست قبلی رو خودم گرفته بودم اقیانوس اطلس است بخش شمالی! و اون منظره روبروی اتاقی است که توی هتل داده بودند بهم.(شاید بهتر باشه بگم Norwegian Seaکه در اقیانوس اطلس قرار داره... )
  • مورد بعدی در مورد شمشیربازی بود که فکر کنم اینکه شمشیربازی سه رشته داره و... رو میشه خیلی جاها پیداکرد. مثلاً اینجا! ولی چیزی که من می تونم بگم در موردش اینه که خیلی ورزش هیجان انگیزی است. رشته فلوره سرعتی و به نظر من چشم نواز. اپه هیجان انگیزتر و تمرکزی تره. سابر هم حرکاتش و اطوارهاش قشنگه ولی من اون دوتای اول رو ترجیح می دهم. ضمناً آدمی که کمی آمادگی جسمانی داره به نظر من طی دو سال می تونه بازیکن خوبی بشه و شاید اگه وقت بذاره چهار ساله به مرحله کشوری برسه. ولی تجربه بازی چیزیه که توی شمشیربازی خیلی خیلی مهم است.

از مولده که برمی گشتیم توی هواپیما تقریباً همه شمشیرباز بودند. همه بارها کیف شمشیربازی بود! خیلی جالب بود!!  موقعی که بارها رو می دادیم بره اثر انگشتمون رو ثبت می کردیم و موقع سوار شدن انگشت مون رو می ذاشتیم رو یه صفحه حساس و شماره صندلی مون پرینت می شد با اسم و همه چیز و بر می داشتیم می رفتیم سوار می شدیم که اینم کلی کار سوارشدن رو سریع می کرد. برای گرفتن کارت پرواز هم طبق معمول همون کارتی که باهاش بلیط خریده آدم کارت پرواز هم هست و میشه باهاش self check inکرد. خلاصه کلی همه چیز سریع اتفاق افتاد که این مسافرت هم زودی تموم بشه! و دوباره دانشگاه و پروژه و ... روز از نو روزی از نو

الهه

چهارم اردی بهشت ماه  

اسلو