۱۳۸٧/٢/۱۸
انتظار

کلی منتظر بودم پوآن بیاد، اومد و زود رفت. وسطش یه کوه نصفه نیمه و یه مسافرت کوچولو رفتیم و همه اش خیلی خوب بود ولی خیلی کم بود.

پوآن امروز رفت و خیلی دیر اومد خونه و آنلاین من همه اش منتظر بودم و به آرزوهای این روزها و انتظاراتم فکر کردم. انتظار اومدن پوآن، دفاع بعضی خبرها مسافرت های دیگه که همه اش کم و بیش انتظارهای خوبیه...ولی گاهی احساس می کنم خسته ام.دلم می خواد چند روز از حال انتظار مرخصی بگیرم و با همه چیز زندگی کنم دوباره بدمشونو انتظار...

آرزو و امیدو انتظار بدجوری تو فرهنگ و وجود ما قاطی شده...جوری که خودمم نمی دونم حسش رو دوست دارم یا نه

الهه

اردی بهشت 1387