۱۳۸٧/۳/٢
از آرلاندا بدم می آد

 

 

چقدر دفعه اول که آدم میره یه جا تو قضاوت آدم تأثیر داره.

پریروز واسه اولین بار رفتم آرلاندا، فرودگاه استکهلم. همه چیز خوب بود و کارهایی که باید انجام میشد انجام دادم و قدم زنان از جلوی آب اومدم و قایق ها رو نگاه می کردم و توریست ها رو و فکر می کردم کاش دفعه دیگه با پوآن بیایم که همه جا رو بگردیم... همین جوری راه می رفتم که یوهو سر از ایستگاه مرکزی مترو درآوردم و گفتم زودتر برم فرودگاه .

2 ساعت قبل پرواز اونجا بودم. با دستگاه ها Self-check inکردم و رفتم تو. کلی گشتم دنبال گیتی که باید ازش می رفتیم. نوشته بود مثلاً:" از گیت 10 باید اتوبوس میره گیت 63. منم تا زمان سوار شدن کلی وقت داشتم نشستم کیفم رو مرتب کردم و مردم رو نگاه کردم تا بشه 40 دقیقه قبل پرواز. اون موقع رفتم گیت 10 دیدم هیچ کس نیست. تعجب کردم. یکی رو پیدا کردم ازش پرسیدم چرا کسی نیست. گفت باید بری گیت 65 تو یه پایانه دیگه. درخواست اتوبوس کن می آد می برتت. منم زنگ زدم تا اتوبوس اومد دیگه 7 دقیقه به پرواز مونده بود. داشتم فکر می کردم لابد الآن دارند اسمم رو می خونند که داری پرواز رو به تاخیر می اندازی بیا!

3 دقیقه قبل پرواز رسیدم گیت 63 و دویدم تا برسم به 65 نوشته بود که گیت بسته شده و هیچ کسم نبود بگه کجا بودی! بودی یا نبودی. هواپیما رو می دیدم ولی نمی تونستم کاری بکنم. برگشتم بیرون. کلی غر زدم به دختری که تو اطلاعات نشسته بود اون هم گفت که :" تو فقط یه بد شانسی آاوردی!" خیلی زورم گرفت. باید بلیط جدید می خریدم و واسه اینکه بلیط رو برای همون موقع می خواستم خیلی گرونتر باید می خریدم. به اون کسی هم که بلیط خریدم ازش کلی غر زدم اونم گفت:" ما می دونیم چند تا پایانه واسه پرواز خروجی خیلی گیج کننده اس ولی چاره ای نداری!"

خیلی بد بود اون لحظه که توی فرودگاه منتظر هواپیمای دوم نشسته بودم و فکر می کردم کاش ایران بود اینجا می رفتم غر می زدم که سیستم تون خراب است و اتوبوس دیر می آد و من پول بلیط ام رو پس می گیرم و... ولی اینجا همه لبخند تحویلم می دادند و میگفتند متأسفند و مؤدبانه کلی پول ازم میگرفتند. احساس کردم اونجا چقدر گاردمون رو دوست دارم با همه خاطره های خوبش واسه مسافر آمستردام بودن و مسافر از آمستردام داشتن!

الهه

دوم خرداد ١٣٨٧ اسلو