۱۳۸٧/۳/۸
شادمانی

اول از همه ممنون بخاطر تبریک ها و از الانی خودم هم ممنون که خیلی دلم واسش این روزها تنگتره!

دوم...

نشسته بودم تو SINTEF یه اشکالی تو محاسباتم بود خیلی همه چیز و بد کرده بود. پوآن اومده بود پیشم باهم نگاه می کردیم ببینیم می فهمیم مشکل کجاست یا نه. یوهو یه اشکال خیلی مسخره رو پوآن دید من فهمیدم مشکل کجا بوده کلی ذوق زده شدم. تلفن اتاق زنگ زد..." الو سلام مامان....وایییییییییی خدا رو شکر به سلامتی."  یه خبر خوش... کلی هیجان زده شدم...

دوباره تلفن...:"سلام خاله... باشه ما هم می آییم...پس بالاخره حاضر شد.ایول"

من: پوآن از فرودگاه آرلاندا میل زدند گفتند بررسی میشه شاید پول بلیطت رو بدهند!!!

یوهو همه اتفاق های خوب باهم افتاد. خدا رو شکر... کاش بقیه اش هم خوب بشه...

الهه

٨ خرداد ١٣٨٧