۱۳۸٧/۳/٢٠
خدا حافظ OSI

 

 

انگار همین دیروز بود من داشتم می گفتم چه خوب شد رفتم توی کلوب  شمشیربازی اینجا اصلاً آدم گاهی باورش نمیشه... روز شنبه مهمونی آخر ترم بود با بچه های شمشیربازی و علیرغم اینکه یه عالم کار داشتم واسه روز دفاع ولی دلم می خواست برم و از فرصت ها استفاده کنم و کنار هم باشیم.

تو مدتی که کنار آب نشسته بودیم و غذا درست می کردیم و در ساحل شمشیربازی می کردیم هم همه اش به یاد خاطرات خوبی که کنار این آدمها که خیلی هم شبیه من نیستند داشتم بودم. همه مسافرت ها همه مسابقه ها همه پیک نیک ها. خیلی گروه خوبی بود... امیدوارم یه گروه شمشیربازی خوبه دیگه تو شهر جدید محل زندگیم پیدا کنم یه عالم دوست جدید مهربون دیگه با هزارتا خاطره و تجربه خوب دیگه!

الهه

دوشنبه ٢٠ خرداد