۱۳۸٧/٤/٢٤
گذرآن

مامان اینها اومدند و رفتند و همه چی خیلی زود گذشت من امشب دلم می خواست جای الانی بودم که مامانش اینها دارند فردا شب می رن پیشش. ١٠ روز خیلی کمه! خیلی! ولی خیلییییی خوب بود. نعمت بزرگیه دیدار و حضورشون خیلی خیلی خوب و پر برکت بود. تو خونه همین طور که با پوآن راه میریم اثرات حضورشون و می بینیم و کلی جاشونو خالی می کنیم. اومدند کلی خونه مونو سروسامون دادند و رفتند.

حالا من موندم و پوآن و آیندهون و خونمون که متاسفانه هنوز اینترنت نداره. بی اینترنتی اینجا چیزی فراتر از نداشتن یه وسیله ارتباطیه. تقریباً اینترنت همه چیزه. تلفن مون هست ، دفتر خاطرات هست. پاتوق سر زدن به دوستان هست بانک مون هست گاهی کتاب آشپزی مون هست. نقشه مسافرت کردن هست، فرهنگ لغت هست، خلاصه کلی چبزها که الآن که نیست بیشتر آدم می فهمه چقدر به درد می خوره! البته خوبیش اینه که همه چیز قابله حله. اینش هم جالبه!‌ شاید به یاد سالیان قدیم یه وقت برم کافی نت!‌ ساکت

امیدوارم غیبتم خیلی طولانی تر نشه!

الهه

آیندهون

٢٣ تیرماه