۱۳۸٧/٦/٦
شمشیرباز شادان

من حالا یک شمشیرباز شادان هستم!!

  • از وقتی اومده بودم هلند هر روز منتظر روزی بودم که کلاس شمشیربازی شروع بشه. خیلی حرص می خوردم که تابستون تعطیل کردند. بالاخره پریروز تو سایت چک کردم و دیدم از ٢۵ آگوست/ ۵ شهریور شروع میشه. خودم خنده ام گرفت وقتی دیروز صبح از خواب بیدار شدم و دیدم کل شب رو خواب شمشیربازی دیدم!! عین بچه ها کلی ذوق داشتم.

دیروز صبح با پوآن رفتیم و ثبت نام کردم! مثل ذوق اول مهر کیف شمشیرم رو برداشتم مرتب کردم شمشیرم رو تویش گذاشتم و رفتم کلاس. با آدم های جدید دوست شدم مسابقه دادم. ۲ تا رو باختم یکی رو بردم. و به همین سادگی چندین تا دوست جدید هلندی پیدا کردم.

اینجا مدرسه ها باز شده و من دقیقاْ‌ روز سه شنبه بچه ها رو که می دیدم با دوچرخه می رن مدرسه و شلوغی دانشگاه و خریدن کیف و دفتر و مداد حس نوستالژیک شدیدی توم ایجاد کرده بود. همیشه دوست داشتم یه ربطی به مدرسه و دانشگاه داشته باشم. و امسال نداشتم و از این بابت ناراحت بودم. ولی عوضش کلاس شمشیربازی درست همین روز شروع شد و من حالا یک شمشیرباز شادان هستم!

  • مربی شمشیربازی ام تو نروژ ازم ۳ سال کوچکتر بود. رفته بودند المپیک و عکس هاشونو گذاشتند تو فیس بوک کلی حسودی ام شد و اینها!!

الهه

ششم و هفتم شهریور