۱۳۸٧/٦/۱۱
حس عجیب و غریبم

حس خیلی عجیبی دارم تو دلم پر می شه و خالی میشه پراز ذوق و آرزو میشم و دلشوره و خوب میشم و بغضم میگره اما نمی ترکه خوشحالم و ناراحت دلم یه دل سیر نزدیک بودن می خواد به ماجرا به قصه... به هیجان

مانیتور رو دوست دارم ولی دنیا از این پشت گاهی خفه ام می کنه که بی صداس. دلم دنیا می خواد بی فاصله دلم خواهر می خواد تو یه شب بیدار... خواهر کوچکم برات خوشحالم و از دوری دلگرفته...

الهه

امروز که همه روز و روزهای گذشته دلم اونجا بود

شهریور ١٣٨٧