۱۳۸٧/٧/۳٠
در رویای بابل
  • چند وقت پیش از کتابخانه مرکزی شهرمون ترجمه فارسی کتاب :"سفر خوش آقای رییس جمهور" رو  گرفته بودم ترجمه آقای گلشیری. به نظرم تو کتاب های فارسی اینجا تنها کتابی بود که با ذائقه من ممکن بود جور باشه! و دو سه تا داستان اولش بعد هم همین جور از وسطهاش چندتا خوندم واصلاً تو حالتی نبودم که از کتاب لذت ببرم بردم پسش دادم. و خیلی فکر کردم که کتاب خوب دقیقاً به حال آدم بستگی داره. و آدم باید شانس داشته باشه که هر کتابی تو حال درستش دستش برسه!
  • خواهرجونم واسم چندتا کتاب از نمایشگاه کتاب خریده بود و مامان اینها واسم آوردنشون. یکیشون "در رویای بابل" از "ریچارد براتیگان" بود. دیروز کتاب رو ظرف 4 ساعت تموم کردم و الآن تنها غصه ام اینه که چرا تموم شد. با حال دیروز من این کتاب خیلی جور بود. خیلی کلاً همه اش خوشحال بودم از کل ماجرا.
  • کلاً از شخصیت های خل و چل کتاب ها خوشم می آد. عمیقاً باهاشون احساس همزاد پنداری می کنم! شخصیت اول این کتاب به طور بی ربطی من رو یاد شخصیت اول کتاب "دختر کارگردان سیرک" از "یوستین گاردر" می انداخت و من هر دو رو به خاطر اینکه خل بودن خیلی دوست داشتم!

  • کتابی که می گم در رویای بابل رو به همه اونهایی که ریچاردبراتیگان رو دوست دارند و هر کسی که کمی غیر معمولی ه توصیه می کنم. من قبلاً در قندهندوانه رو هم از همین نویسنده تعریفش رو کردم. ولی اگه اون رو هنوز نخوندید اول این رو بخونید.
  • عنوان اصلی کتابDreaming of Babylone: a privat eye novel هستش. من ترجمه آقای پیام یزدانجو رو هم پسندیدم به نظرم خوب بود!
  • دو بار تو کل کتاب کلمه الاهه با الف ممدود نوشته شده بود که واسم جالب بود! دارم به این فکر می کنم که شاید خودم رو به این جور نوشتن اسمم عادت بدم! خیلی هم بدنیست!

الهه

30 مهرماه

پ.ن: چند وقت پیش ها اینجا داشتم لیست کتاب های پرفروش 14 سال اخیر رو نگاه می کردم دیدم من خیلی کم با اکثریت همراه بودم!