۱۳۸٧/۸/۸
هفته های بی برکت

هفته های من تو ایران:

شنبه:‌ به زور صبح بلند شو برو مدرسه... شنبه تمومی نداره... هرسال از ٨ صبح تا ٨ شب کلاس و درس و مشق... یه شروع خیلی جدی یوهو هلت می ده وسط یه هفته پرکار

یکشنبه: وای چقدر هفته کش می آد. اینهمه کار و درس تازه روز دوم هفته اس. یکشنبه ها همیشه از شنبه ها بهتر و آسون تر میگذره... ساعت ٨ با کلاس زبان روز کاری تموم میشه.

دوشنبه: یا خداااااا! دوباره هزارتا کلاس و کار و از خروس خون باید بزنی بیرون... کاش زودتر فردا بشه! دوشنبه ها گاهی اندازه شنبه کش پیدا می کنه...

سه شنبه:‌روز شاد تریه. زودتر میگذره. شمشیربازی. یه کم استراحت... شب زودتر می آد. آخ جون هفته افتاد تو سرپایینی

چهارشنبه:‌ دوباره از خروس خون کلاس... ولی جلسه آخر تو هفته اس. همه چی رو حواله شنبه می کنیم. استادهم خسته اس. زودتر میگذره... بستنی پیاده روی کتابفروشی...کلاس زبان... شب خوبیه فیلم... تا صبح بیدار...نماز صبح لالا

پنجشنبه:‌ بیدار نشده ظهر شد. خرید ، سینما‌،‌گردش،آیس پک، ‌مهمونی، مهمون...

جمعه: ٧ صبح بیدار باش. صبحانه دور هم. بربری داغ کره تخم (کره با تخم مرغ)... درس مشق جمع و جور...آبگوشت مهمون... مشق درس اینترنت... اطوکشی...تنها روزهای هفته که زودمیگذره ۵ شنبه ها و جمعه هاس.

-------------------------------

هفته های اینجا:

دوشنبه: اینترنت احوالپرسی ... روز بود... چرا ایقدر زود شب شد... هیچ کاری نکردم از فردا.

سه شنبه:‌دیگه هفته افتاد تو سرپایینی... دانشگاه ...خونه یه کوچولو درس و مشق

چهارشنبه: این هفته ام که تموم شد هیچ کاری نکردیم. برنامه ریزی واسه هفته بعد

پنجشنبه:‌ امروز از وقتم استفاده کنم... دوباره خیلی زود دیر شد.

جمعه:‌ ساعت ٩ برم به کارهام برسم... ساعت ١١ همه اداره ها بسته اس. تو دانشگاه دیگه پرنده پر نمی زنه. اینهمه آدم کجا رفتند.

شنبه:‌صبحانه مفصل ظهر شد... خرید ... شب شد. شنبه هم رفت...

یکشنبه: ظهر اینترنت. شب اینترنت. بی خیال غذا... زود بخوابیم فردا صبح زود بیدارشیم.

-----------------------------------

نمی دونم مشکل چیه. من با کلی آدم ها تو نروژ و اینجا و دوستام که ایران نیستند ولی همه تجربه زندگی کردن هر دو جا رو دارند خیلی حرف زدم اکثریت قریب به اتفاق معتقدند جایی غیر ایران باشی هفته ها اصلاً‌ برکت ندارند. اصلاً‌نمی فهمی چه جوری تموم میشه. تو نروژ‌می گفتم سرم گرم دانشگاه و درس و...ه نمی فهمم. ولی الآن که باید خیلی زمان دیر بگذره هم باز نمی فهمی چی شد هفته ها تند تند می گذره. اصلاً‌درک نمی کنم چرا!

الهه

آیندهوون ٨ آبان