۱۳۸٧/۸/۱٧
من و همسایه مون
  • چند تا خونه اون طرف تر یه همسایه های پاکستانی ای داریم که از طریق همکار پویان باهاشون آشنا شدیم. تجربه من و کلاً کسانی که توی نروژ‌ دیده بودم از پاکستانی ها اصلاً چیز خوشایندی نبود. ولی به هر حال رابطه ما و همسایه مون شروع شده بود و با احتیاط پیش می رفت. سر کیک پنیر من و خانم همسایه حرف زده بودیم و گفت می خواد یاد بگیره. من هم تعارف کردم یه روز باهام درست کنیم. و این باعث یه آشنایی جدید شد و یه دوست جدید. گاهی اوقات فکر می کردم که چقدر فرهنگمون شبیه ه. چیزی که اصلاً دلم نمی خواست توی نروژ‌ از یه پاکستانی بشنوم. خلاصه نوع زندگی تحصیلات تفکر دینی و... بین گروهی از جوان های پاکستان می تونه خیلی شبیه ما باشه چیزی که من تازه دیدم.
  • کلی زبون فارسی و اردو شبیه اند. و من کلی به اینکه کاندیدا یا نامزد انتخاباتی به اردو میشه "امیدوار" خندیدم و فکر کردم خیلی ترکیب جالبی ه! این رو سر "امیدوار اوباما" فهمیدم!
  • روز یکشنبه ان شالله می رم لاهه. مسابقه شمشیربازی و این دفعه فقط اپه! و مسابقه تیمی ه. من خیلی خوشم می آد از مسابقه های تیمی شمشیربازی چون می تونم همه کارها رو بندازم گردن همگروهی هام! و یا همه کارها رو گردن بگیرم اگه همگروهی هام از من بدتر باشند!‌ ( آخر تفکر و فرهنگ کار گروهی از خود راضی).
  • به علت دست درد و تشخیص پوآن که می گه حتماْ‌ آر-اس-آی داری من سعی می کنم کمتر پای کامپیوتر باشم اگه کم پیدام خلاصه اینجوری هاس!

الهه

١٧ آبان ماه ١٣٨٧