۱۳۸٧/۱٠/٧
یکسال

 

امروز میشه یکسال که من یکی از بزرگترین قولهای زندگی ام رو دادم.

میشه یکسال که همه برنامه های تک نفره ام رو به یه مدل دونفره ارتقا دادم.

میشه یکسال که تو همه چی دونفره فکر کردیم و دو نفره به نتیجه رسیدیم.

میشه یکسال که همه خنده هام و شادی هام ، گریه هامو غصه هام با یه نفر دیگه تقسیم شده.

میشه یکسال که من و تو به همه گفتیم که ما شدیم و امسال و انشالله هرسال سالروز این ما شدنمون فرخنده می خوانیم و جشن می گیریم.

امروز برای تو می نویسم...

که همه ی لحظه های سالی که گذشت رو دوست داشتم. همه دور و نزدیک بودن ها. همه آغاز و پایان ها و مشتاقانه با تو ادامه میدهم. پوآنم سالگرد ما شدنمون مبارک باشه.

هشتم دی ماه 1386+1

پ.ن١: پست بعدی یه بازی وبلاگی خواهد بود که تارا جان دعوت کردند.

پ.ن٢: لطفاً برای شادی روح پدر پدر پوآن یه فاتحه بخونین که الآن یکساله بین ما نیستند و پارسال بخاطر بزرگواری پدر پوآن ما آب تو دلمون تکون نخورد و همه چیز اون جوری که می خواستیم برگزار شد و بعد متوجه حادثه شدیم.