۱۳۸٧/۱٠/۱۱
بازی وبلاگی _ زندگی بدون من

اول از همه از همه کسانی که توی پست قبل تبریک گفتن ممنونم.

دوم همه هم بازی وبلاگی!

فکر کنید اگر همین الان(خدای نکرده) بفهمید که بیمارید و بنابر نظر علم پزشکی تنها سه ماه برای زندگی در این دنیا فرصت دارید، در این مدت کوتاه سه کارمهمی که حتما انجام میدین چیه؟ (منظور کارهاییه که به امور دنیوی مربوط میشه نه دعا و عبادت و طلب حلالیت چون به هرحال هرانسان رو به موتی کم و بیش به سراغ این اعمال میره

من اولش فکر کردم بازی راحتی ه چون ساعتی صد دفعه من فکر می کنم که خیلی راحت تره دیگران من رو از دست بدهند تا من کسی رو. واسه همین تصورش اول به نظرم آسون آمد. ولی کم کم پی بردم که خیلی وحشتناکه حتی تصورش! یه جورهایی هرچی هم به خودم بگم اون دنیا باشم بازم با این وری ها ارتباط دارم ولی انگار قضیه نقد و نسیه است!

یاد نوشته هلن کلر افتادم توی متن "سه روز برای دیدن"!

 فکر می کنم سه تا کاری که انجام میدم عبارت باشه از اینها:

1. به هیچ کس نمی گم قراره چی بشه. واسه خودم و پوآن بلیط ایران می گیرم بریم ایران و همه مدت رو ایران باشیم پیش همه کسایی که دوستشون دارم. و تو این مدت همه جاهایی که دوست دارم و داشتم و ازشون خاطره دارم با هر آدمی هر جا دوباره می رم. ( مثلاً اگه مریضی ام اجازه بده یه بار دیگه می رم دماوند).

2. نمیگم

3. الهام رو صدا می کنم و همه دفتر رویدادهامو دست نوشته هام رو می سپرم به اش! و همه چیزهایی که این ور اون ور قایم کردم.

من دوباره هر کسی که دوست داره رو به بازی دعوت می کنم. ولی این اخطار رو میدم اگه مثل من بخواین با همه وجود بازی کنید بازی سخت و وحشتناکیه! اگه مثل من بهانه های زیادی واسه وصل بودن به این دنیا دارین!

الهه

شب سال نو ی میلادی

پ.ن1: سال نو ی میلادی مبارک.

پ.ن2: محرم تسلیت ...