۱۳۸٧/۱٠/٢۸
سفرطولانی

چند روزی گرفتار تدارک قبل سفر بودم و خیلی کم آنلاین میشدم.

دیروز سفرمون شروع شد. از آمستردام راه افتادیم به سمت واشنگتن. پرواز ٩ ساعته نسبتاً‌ خوبی بود. و بعد باید می رفتیم واسه ثبت ورود به ایالات متحده فرایندی رو طی می کردیم.

اولین چیزی که اینجا دیدم و خوشحال شدم این بودکه وقتی ما پیش یه پلیسی بودیم واسه ثبت ورود،‌ یه پلیس دیگه اومد و راجع به یه موضوعی با اون یکی پلیس ه حرف زد. و ما فهمیدیم قضیه چی ه!‌بعد از حدود ٣ سال تو کشورهای غیر فارسی و انگلیسی زبون بودن،‌ وقتی در بدو ورود منظور همه رو می فهمیدم خیلی خوشحال شدم.

از فرآیند پاسداری از مرزهاشون و ثبت ورود و انگشت نگاری با وجودی که با دید مثبت سعی کردم به قضیه نگاه کنم ولی نشد و کلاً‌ حرصم گرفت. همین جا تفاوت فاحشی بین اینجا و اروپا دیده میشد که دوستش نداشتم. توی اروپا همیشه فرض بر اعتماد ه. کسی از آدم راجع به توی چمدون و محتویاتش چیزی نمی پرسه حتی اگه پاسپورتت زرشکی باشه و موهات مشکی!

من دوسالی که نروژ‌بودم هیچ وقت نشنیدم کسی با کلمه احترام "خانم"  و "آقا"‌ کسی رو خطاب کنه. فرقی نداره استاد پلیس دکتر همه فقط به اسم کوچک خطاب می شوند. اینجا که رسیدیم فرکانس بالای شنیدن کلمه sir به شدت توجه ام رو جلب کرد.

بازهم خواهم نوشت از سفر.

الهه

شنبه حدود ۶ صبح به وقت اقیانوس آرام.

سان دیگو