۱۳۸۸/۱/٢
نوروز 1388

تحویل سال امسال برای من ویژه بود، امسال لحظه تحویل سال سر سفره نبودم. هفت سینمون رو از شب قبل چیده بودم و مراسم رو با تاخیر حدود 40 دقیقه ای برگزار کردیم.

 

می خواستیم بیایم خونه به پوآن گفتم نمیشه که اولین نفری که می آد تو خونه مرد خونه نباشه که با سبزه و شیرینی وارد میشه، پس قبل خونه آمدن یه گلدون سبز کوچک خریدیم و کیک و آمدیم خونه. مراسم تحویل سال و دشت اول از لای قرآن و ... دوست دارم همه اینها رو همه این سنت ها رو.

سالی که گذشت به دلایل مختلف برای من سال ویژه ای بود، سال شروع ها و پایان ها، سال گذار فازها. از طرف دیگه سال پر سفری بود، شاید یکی از پر مسافرت ترین سالهای عمرم. از مارسی شروع شد تا هانوفر و توی همه اش پر شدم از خاطره های خوب و لحظه های دوست داشتنی. برای امسال کلی انگیزه و امید دارم، و کلی آرزو، مثل هر آدم معمولی... دلم چیزهای بزرگ می خواد، چیزهای کوچک می خواد...پر حس های خوب ، پرتب و تاپ روزهای قشنگ و لحظه های ماندگاری برایتون در سال جدید آرزو می کنم. از تبریک همگی ممنون.

الهه

آیندهون

*: دلم به شدت پنجشنبه می خواد...