۱۳۸۸/٢/۳٠
فلوره در فلدهوون
  • بعد از اینکه تو سه تا تورنمنت راهم نداند بخاطر عدم عضویت در کمیته سلطنتی شمشیربازی هلند و اینکه دانشگاهم نروژ بوده و یه سری مسائل اداری تصمیم گرفتم یه تورنمنت بی ربط شرکت کنم. فردا با اسلحه فلوره بازی خواهم کردعینک. و این اولین بازی رسمی من با این اسلحه خواهد بود. علیرغم اینکه توی ایران ٢ سال فلوره بازی کردم ولی هیچ وقت رسماً مسابقه فلوره ندادم. فقط اولین مسابقه عمرم که قهرمانی دانشگاه بود... و اصلاً خوب نبود. توی ۶ نفر ۴ ام شدم. فردا هم شاید اصلاً‌ خوب نباشه ولی من خوشحالم. دلم مسابقه جدی می خواست.
  • هر چقدر پوست آدم کلفت باشه‌،‌ ولی انگار روزگار از رو نمی ره. من هم رو کم کنی ، می خوام کم نیارم.خنثی
  • شاید خیلی تعطیل به نظر می آمدمیول وقت هایی که واسه استراحت روزی که امتحان های خرداد تموم میشد می آمدم خونه تمرین اضافه ریاضی از روی کتاب های متفرقه حل می کردم. ولی واقعاً‌ دلم واسه اون شرایط تنگ شدهیول. واسه همین الکی نشستم تستQuantitative  GREمیدم ... بازم خوش می گذره ولی نه مثل قدیم.
  • اینجا ۵ شنبه تا یکشنبه تعطیل است و دلم یه کار هیجان انگیز می خواد. خیلی هیجان انگیز...خیال باطل

الهه

آیندهوون