۱۳۸۸/۳/۱۳
افتلینگ، به به شهربازی!

روز دوشنبه که اینجا دوباره تعطیلی بود و آخرین تعطیلی رسمی قبل از کریسمس! قرار بود بچه های شمشیربازی باهم بروند "افتلینگ" که ما هم به اونها پیوستیم!

 

افتلینگEfteling! شهربازی قدیمی در هلند هست، که یکی ازقدیمی ترین شهربازی های دنیا محسوب میشه (می تونید تاریچه ی پارک رو اینجا بخونید). این شهربازی که درهمون استانی که ما ساکن هستیم واقع شده از چندین جهت برای من جالب بود.

اسباب بازی های قدیمی این پارک هنوز هستند و کار می کنند، و چیز جالبی که بود اینکه کلی آدم بزرگ ها و حتی گاهی پیرزن پیرمرد ها به خاطر خاطره ای که از این اسباب بازی ها داشتند می آمدند و سوارشون میشدند.

قسمتی از پارک که باغ شخصیت های داستانی(Fairy Tale Forest (het Sprookjesbos)) هست، تویش خونه زیبای خفته، خونه مادر بزرگ شنل قرمزی، سفید برفی، خانه شکلاتی، راپونزل و خلاصه کلی از چیزهایی که بچگی باهاشون بزرگ شدیم اونجا هست. و بعضی هاشونم بود که من نمی شناختمشون و داستانشون رو نمی دونستم.

یه جایی بود که شهر دختر کبریت فروش* بود که تازه ساخته بودند. اینقدر این رو خوب و واقعی ساخته بودند و با کمک تصاویر سه بعدی هربار که دخترک کبریت رو می کشید زمین و روشن می کرد، یه شکلی می دید، اون شکلها کاملاً تو دود و شعله کبریت دیده می شدند.

بعضی قسمت های پارک که افسانه های شرقی بود، مثل 1001 شب، یا فاخر** (؟) که با دیدن گل لاله گفته ":الله اکبر"... (اینجا بیشتر بخونید)...

سطل آشغالهایی توی قسمت های مختلف پارک به شکل شخصیت های متفاوتی بود که می گفت آشغالتون رو اینجا بریزین؛ بعد که بچه ها آشغالشون رو می بردند، توی دهان اینها بندازند، یه جورهایی آشغال می مکید و تشکر می کرد، همه بچه ها عشقشون این بود که یه آشغالی از یه جایی پیدا کنند بتونند بندازن توی این سطل ها، که ازشون تشکر بشه!

 

نمونه هایی از این سطل آشغال ها

roller coaster هایی هم داشت که همیشه واسه من جذاب ترین قسمت شهربازی اند. و چیزی که جالب بود اینکه اکثراً یه داستانی داشتند که در مدتی که توی صف سوار شدن هستین، این داستان از مانیتورها نشون داده میشه، و دکوراسیون و فضای داخل محوطه اون وسیله باتوجه به شکل و تاریخ وسیله تفاوت می کنه. مثلاً در flying dutchman شکل ساختمون؛ همه تزیینات داخل ساختمون به شکل همون کشتی ارواح هست، و roller coaster اش از توی آب حرکتش رو شروع میکنه و توی تاریکی چند ثانیه نگه تون میداره و یوهو از توی آب به شتاب توی روشنی پرتاب میشین!

یا توی Bird Rock توی ورودی سیمرغ بزرگ سندباد رو می بینیم و نورپردازی و موزیک خاص اون فضا و داستان گیر افتادن سندباد.

همه اینها رو گفتم که بگم خیلی خوشم می آد واسه هروسیله ای اینهمه فکر شده، که بچه ای که می خواد بیاد، پارک یا بهتر بگم هر آدمی که می آد، با هر سن و سال و شرایطی بتونه یه روز خوب توی پارک داشته باشه، فقط پایین و بالا رفتن و سروته شدن نیست، کلی داستان و قصه و خاطره کودکی ه که واقعاً لذت بخش ه. به من که کلی خوش گذشت و به دیگران هم پیشنهاد می کنم بروند.

الهه

آیندهوون-نوردبرابانت

*:The Little Match Girl

**:به نقل از سایت افتلینگ:When the Sultan sees the tulip, he sighs deeply. "Allah is great,