۱۳۸۸/۸/٢٠
تقویم تاریخ

صدای درشت اون آقاهه تو رادیو می آد توی گوشم ساعت ۶.۵ صبح تقویم تاریخ...

هشت سال پیش در چنین روزی...

چنین رفت که توی تقویم من ثبت بشه و گذشت و گذشت تا این روز یه روز مهم زندگی من بشه. و یه روز مهم زندگی ما بشه.

روزی که هر دومون حالا دوستش داریم و دوست داریم همیشه ساعت ١٠ و نیم به وقت دانشگاه شریف،‌ طبقه اول ابن سینا به هم تبریک بگییم. 

نامربوط به این پست:

  • آخر هفته گذشته سرمون خیلی خوب شلوغ بود. مهمونی بازی چقدر کیف داد. چه خوب آدم با کسایی که باهاشون راحت ه باشه چقدر خوشتر می گذره.
  • هنوز دلم نگران ...کاش همه مریض رو خدا شفا بده و خدا همه مریض دار ها رو صبر بده و خفظشون کنه.
  • همه دارند برنامه خونه رفتن می ریزند واسه کریسمس. دوباره این غمش می آد... من هم دلم می خواد برنامه مسافرت بذاریم، گرچه خونه می دونم نمی ریم.

الهه

بیست آبان ١٣٨٠+٨