۱۳۸٢/٧/٩
...زود دير مي شود

زندگي همه اش تصميم گيريه. بين رفتن به جايي و نرفتن؛ کردن يه کاري و نکردن؛ بين خواستن يه چيز و نخواستن...و همه اش انتخاب کردن . و هميشه هم آسون نيست که همون کاري رو بکنی که بايد مي کردي. خيلي وقت ها واسه يک تصميم يک عالمه فکر مي کني تا کار خوبه رو بکني و درست همون وقتي که راه برگشت نداري فکر مي کنی کاشکی...

اميدوارم هيچ وقت اين جوري نشيد .اون وقتي که ديگه احساس مي کنی ديرشده...

 

حرف هاي ما هنوز نا تمام...

 تا نگاه مي کني

                   وقت رفتن است

باز هم همان حکايت هميشگي!

پيش از آن که با خبر شوي

لحظه عزيمت تو ناگزير مي شود

آی...

ای دريغ و حسرت هميشگي

 

 

ناگهان چقدر زود دير مي شود!

"از آيينه هاي ناگهان قيصر امين پور"

الهه