۱۳٩٠/۱/۱٠
نوروز امسال ما

خیلی وقت ه که وقت نشده اینجا بنویسم... به چندین دلیل.

امسال قبل از سال نو علیرغم اینکه دلشوره ی خوب سبز نشدن سبزه هامون رو داشتیم، ولی تلاش کردیم با خرید عید و تدارکات سبزی پلو با ماهی حسابی توی خونه مون حال و هوای عید درست کنیم. با دوست های گلم اینجا جمع شدیم و شیرینی های عیدمون رو دور هم درست کردیم.  واسه هم عیدی خریدیم،‌لباس عید گرفتیم و مثل بچگی هامون ذوق کردیم،‌سبزه هامون امیدوارمون کردند،‌هوا آفتابی و بهاری شد،‌ درخت ها شکوفه کرد‌،‌ و جوانه زد...سال تحویل شد. یه سال جدید، یه دهه ی جدید،‌ و تو دلمون یه عالم عهد جدید.

به آخر این دهه که فکر می کنم و خودم رو تصور می کنم یه تصویر متفاوت از خود امروزم می بینم،‌این میشه که فکر می کنم این دهه هم از دهه های مهم زندگی ام ه. توی دهه ی ٨٠ دانشگاه رفتم،‌ من و همه ی خواهر برادرهام توی دهه ی ٨٠ ازدواج کردیم،‌ تو دهه ٨٠ عمه شدم، همسر شدم،خاله شدم ،‌ ... دهه ٨٠ با همه ی بالا و پایین اش دهه ی مهم و خوبی بود تو زندگی من. از خدا می خوام که این رضایت رو آخر دهه ٩٠ هم داشته باشم، اگر باشم.

 

روز اول فروردین دوباره باید می رفتم هفته مدلسازی (مثل اینجا و اینجا وماموریتم اینجا) تا روز دوشنبه در واقع یه ماموریت ٩ روزه که این بار برای من کمی سبک تر بود. کمرنگ و کم حرف بودم و این من رو سبک تر می کرد.

امروز دوباره کار جدی شروع شده،‌ این فروردین واسه ما با شروع های تازه شروع شد،‌ امیدوارم قدم های درست برداشته باشیم.

سال نو همگی مبارک،‌ امیدوارم که این نوروز و این سال و این دهه واسه همه پر از لحظه های خوب باشه، روز و روزگارتون خوش.

الهه

نوروز ١٣٩٠