۱۳٩٠/۱۱/٢۳
سفرمان

بعد از اون خبرهای خوب طبق همونی که قرار بود که اگه خبر خوبی شد، ما زودی بیاییم ایران و با دل استراحت ایران بمونیم یک ماهی اومدیم ایران.

همون روزی که رسیدیم تهران اومدیم اهواز. از دمای 16 زیرصفر، به به چهار درجه زیر صفر و بعد به 18 درجه بالای صفر در عرض چند ساعت... همه چیز خوب ه و من کلی ذوق این سفرمون رو داشتم و دارم.

یه آبادان رفتیم و پریروز هم رفتیم شوشتر. دیدن یه چیزهایی تو وطن آدم رو خیلی خوشحال می کنه و یه چیزهایی خیلی آدم رو درد می آره. چه چیزهای ساده ای که آدم وقتی چند سالی داره بهشون عادت می کنه و دیگه نمی بینتشون و اینجا وقتی می بینی اون چیزهای ساده نیست دلت خیلی می گیره... مثلاًپیاده رو، خیلی چیز ساده ای ه. چرا باید اینجا پیاده روی خوب و صافی نباشه؟! ولی خونه همیشه خوب ه... حتی اگه پیاده رو نداشته باشه... فقط کافیه حس خونه داشته باشه.

شوشتر و ندیده بودم. آبش رو دوست داشتم. بند میزان ، خانه مرعشی و آبشارها رو دیدیم... رنگ آبش و رنگ خاک اطرافش برایم یه تضادی داشت که دوست داشتنی بود.

کاش عکس هام خوبتر می بود... یاد "عکس بگیر" ت بودم.

اهواز

زمستان تابستانی 1390