۱۳٩۱/۸/٢
مواجه -گذار و گذر

با الآنی حرف می زدیم... از مواجه شدن ها و برخورد کردن ها می گفتیم. از تغییراتی که کردیم و کردم بخصوص. از مواجه شدن با مشکلات، مواجه شدن با اتفاق، با نحوه ی کنار اومدن با چیزها... آغازها و پایان ها، تاثیر ترتیب اتفاق افتادن حوادث. 

همه می دونیم هرچی که شروع میشه یه روزی تموم میشه. ولی باورش گاهی سخت ه. گاهی نمی خوایم باور کنیم این شامل همه چی میشه تو این دنیا. می خوایم بچسبیم و نگه داریم جوری که می خوایم... 

از فرق واکنش ها در اثر تفاوت فرهنگ هم حرف زدیم، یکی گریه می کنه و یکی سکوت. یکی از درون می سوزه و یکی به زبون می آره... یکی بی تفاوت به نظر می رسه... همه همدیگر رو قضاوت می کنیم. 

ازواقعیت های تلخ گفتیم تا دیروقت... ولی به نتیجه ی خاصی نرسیدیم... قرار هم نبود انگار که برسیم... نتیجه ای نیست.

باید یادبگیریم که راحت تر عبورکنیم. شاید خیلی دیر باشه. ولی کاش راه درست قطعی ای بود که به نسل بعد اون رو یاد بدیم... که راحت عبور کنه بی آنکه برچسب بی عاطفه و سرد بهش بزنیم.

خدا یاکمک کن به همه اونهایی که باید با سختی ها و لحظه های سخت مواجه بشن. و همه ی مریض ها رو شفا بده. من ایمان دارم که همه چیز شدنی می تونه باشه و تو خودت بهم نشون دادی که میشه. کمک کن به همه اونهایی که لازم دارند هر روز توکل کردن رو تجربه کنند. 

الهه

یه روز آفتابی پاییزی-امیدوار

پ.ن: التماس دعا