۱۳٩۱/۱۱/٢٠
نی نی تازه و...

دیروز یه نی نی تازه به جمع خانواده مون اضافه شد و من دوباره عمه شدم. عمه ی این دخمل صورتی این دفعه.

  • چهارشنبه همه اش خاطره های روزی که قرار بود واسه بار  اول عمه بشم رو واسه خودم مرور می کردم و فکر می کردم چقدر حس هام متفاوت از الآن ه. اون موقع هنوز هیچ کدوممون به جز برادرم ازدواج نکرده بودیم. برادارزاده اولم اولین نی نی این نسل بود که وارد خانواده مون می شد و همه مون کلی ذوق داشتیم. امروز هم همه ذوق داریم... ولی ذوق من خیلی متفاوت ه امروز. از روزی که فهمیدم خانم برادرم نی نی داره تو دلش تا امروز بخاطر همپوشانی زیاد زمان بارداری مون و اینکه خودم این روزهای رو همین گذشته نزدیک گذروندم خیلی دلم پیشش بود. و واسشون کلی خوشحال بودم. دخمل گل ما دیروز صبح به دنیا اومد و از اون لحظه هایی بودکه خیلی خیلی دلم می خواست ایران باشم و ببینیمش چه شکلی ه. تا وقتی الآنی اولین عکس هاشو واسم بفرسته دل تو دلم نبود نی نی کوچیکمون رو ببینیم. حالا وقتی که بریم ایران پسرگلم یه دختر دایی داره که با خودش تقریباً همسن ه.
  • چند روزی بود می خواستم یه پستی بذارم به عنوان سندسازی مادرانه می خواستم بگم من تا حالا چطوری شیرخوردن های پسرم رو حساب کردم و... که شاید به درد مامان های تازه بخوره. مطمئناً هر کسی واسه خودش یه روشی داره که باهاش راحت تره. بعضی چیزها هم آدم بهش فکر نمی کنه و خودش پیش می آد و میشه روش آدم. ولی خوب گاهی دیدن یه مثال می تونه آدم رو برای انتخاب روش خودش آگاه تر کنه. واسه همین می خواستم اینجا به عنوان پیشنهاد این جدولی که من هر روز پرمی کنم واسه پسرم رو اینجا بنویسم.

خوب اون اولی که نی نی به دنیا می آد خیلی مهم ه که مطمئن بشیم که به اندازه کافی شیر خورده یا نه، به اندازه ی کافی پوشک خیس/کثیف داره یا نه. و گاهی ندونستن این چیزها مامان های تازه وارد رو دچار استرس می کنه. من قبل اینکه مامان بشم دیده بودم بعضی ها می نویسن یا می گن که آرزو می کردن وقتی دارن بچه رو شیر می دن (شیر مادر) می تونستن ببینن بچه چقدر داره شیر می خوره. من این حس رو دفعه ی اولی که چیز دادم داشتم. چون باورم نمیشد پسرم داره چیزی می خوره! و ظاهراً داشت می خورد.

خوب اینها رو گفتم که بگم صرفاً چرا همچین جدولی ممکن ه لازم باشه. حالا جوری که من می نویسم اینجوری ه.