۱۳۸٢/۸/٧
من به دنبال اتاقي خالي روزها مي گردم تا ازاين جا بروم

اول تبريک برای آمدن ماه رمضان و آرزوی لحظات خوش برای همه تان در اين ماه

دوم ببخسيد به خاطر امتحان های ميان ترم دير آپ ديت کردم...اينم نوشته از پويا که دوباره ازش بيخبرم....

الهه


 

من به  دنبال اتاقي خالي روزها مي گردم تا از اين جا بروم

من به دنبال اتاقي خالي که از دل پنجره اش عطر گل بوته شبنم زده اي مي گذرد،

که از دل پنجره اش ناله و سوزني غم زده اي مي گذرد،

روزهاست  مي گردم؛

تا از اين جا بروم.

من به دنبال گليمي ساده، سقفي از چوب و حصير، سروي افتاده،

من به دنبال هواي خنک آزادي، و دري، پنجره هاي باز به يک آبادي،

 روزهاست مي گردم؛

تا از اين جا بروم.

من به دنبال هوايي نه چنين آلوده، روزگاري نه چنين افسرده، روزهايي نه چنين پژمرده،

روزها مي گردم؛

تا از اين جا بروم.

من به دنبال اتاقي خالي روزها مي گردم که از سر کوچه آن جوي آبي، چشمه اي مي گذرد،

که از سر کوچه آن عابري مي گذرد که مرا عصر به عصر به تماشا ببرد.

کاش توي حياطش باشد دو صد تايي از درختان بلند،

چندتايي نارنج و چناري که کلاغي هر روزبه سراغش برود،

و من هر روز به عشق گل روشن بروم پنجره را باز کنم.

 

 

پويــــــــــــــــا

5:33بعد از ظهر

9/10/2003