۱۳٩٢/۱٢/٢٠
همرنگ جماعت...

در طی پنج سال و اندی که در هلند زندگی می کنم زیاد احساس نمی کنم به جماعت هلندی خیلی نزدیک شده باشم. این خیلی نه تقصیر ماست نه تقصیر آنها... از سبک زندگی مان ناشی میشود. دوسالی که نروژ بودم به خاطر نوع زندگی، به واسطه با خاله و عمو، با آدم هایی آشنا می شدم که در جامعه حضور داشتند. آدم هایی از طبقات و دسته های مختلف... کسانی که سال ها نروژ زندگی کرده بودن، نروژی حرف می زدند، یا کلاً نروژ به دنیا آمده بودن و هم سن و سال من بودند... این جورها کلی خانه و زندگی معمولی، از نوعی که داخلش  زندگی معمولی جریان دارد دیده بودم.

اما زندگی مان اینجا کلی متفاوت بوده... جماعتی که می شناسیم، چه ایرانی چه خارجی همه این جا خارجی ان. تقریباً همه مثل ما دانشجو هستن... تازه دارد کم کم اوضاع تغییر میکند... کم کم دوستان و همکارهای سابق سر کار می روند، ازدواج می کنن و بچه دار می شوند... هنوز کسی زندگی معمولی ندارد... همه در حال تغییر فازند... یک حالت موقتی... هلندی ها هم وقتی همسن و سال ما هستن به اندازه کافی دور و برشان دوست و فامیل و آشنا هست که وقتی برای ما نداشته باشند... برای ما هم مشکلات خارجی بودن وجه اشتراک کافی است برای اینکه باهم دوست شویم و احتیاجی به هلندی ها نیست. سر حرف زدن هم همه انگلیسی حرف می زنند... پس هیچ کداممان هلندی یاد نگرفته ایم... 

حالا مدتی است بعد از پنج سال پایمان به خانه های معمولی هلندی باز شده، همه ی چیزها برایم جالب است. نوع چیدمان مبلمان، آشپزخانه، اتاق خواب ها... انباری، حمام... خانه های مختلف را می بینیم با آدم های مختلف، از گروه های سنی مختلف... گاهی رنگ کاشی ها قهوه ای سایه روشن دار، چهارچوب درب قهوه ای، مبلمان سنگین... مرا یاد ایران می اندازد... سالهای کودکی ام... باورم نمیشد اینجا از این خانه ها هست... گلکاری و باغچه کاری، بچه داری و نظافت... چیزهای جالبی در خانه های هلندی می بینیم... هر روز داستانی تازه... و من هر بار با همه ی شخصیت های داستان همراه میشوم. برایشان شاد می شوم، برای پیر و کم توان شدنشان غصه می خورم، عاشق مهربانی هاشان می شوم، برای از دست داده هایشان دلگرفته و غم زده می شوم، و به امیدهایشان امیدوارانه دل می بندم... 

هر بار دری بازمیشود و من عاشق یک داستان کوتاه تازه می شوم. این روزها بیشتر همرنگ این جماعت رنگ رنگ می شوم...

الهه پر شور و امید- پر داستان 

در جای جای استان برابانت شمالی که این روزها لباس بهاری به تن می کند