۱۳٩۳/۱۱/۳
پر قنداق*

یکی از دوستان اینجا می گفتن که بعضی اخلاق ها که همسر آدم داره و می تونه واسه آدم خوشایند نباشه وقتی به بچه آدم می رسه آدم می بینه میشه ازش لذت برد.

من قبل بچه دار شدن با خوابیدن زیاد پوآن و علاقه اش به خوابیدن مشکل داشتم. من کلاً خیلی خواب رو دوست ندارم. دوست داشتم می شد همه ساعت های خوابیدن رو موکول کرد به یک ششم آخر عمرم. به خواب به عنوان وقت تلف کردن نگاه می کردم. پوآن ولی اینجوری نیست 10 تا 12 ساعت خواب چیزی ه که همیشه دنبالش ه :) ... و کنار اومدن با این وضعیت اولش سخت بود تا به یه تعادل نسبی رسیدیم.

وقتی آریو به دنیا اومد، توقع این بود که حداقل اوایل ما بیخوابی بکشیم. آریو از روز اول عاشق خوابش بود. باید به زور بیدارش می کردی که شیر بخوره. و این قضیه تا الآن که دو سال و دو ماهش تموم شده ادامه داره :). ما واقعاً از این خصلتش لذت بردیم و کار رو تا حد زیادی واسه ما خیلی جاها آسونتر کرده... حالا مشکلی که داریم اینه که صبح تا دیر وقت دوست داره بخواب ه و ما دلمون نمی آد خیلی زود بیدارش کنیم و هرروز صبح دیر می رسیم سر کار. 

باز همین ماها کلی حال می کنیم که بچه مون تا دیر وقت تو آخر هفته ها می خواب ه و لازم نیست شنبه یکشنبه که مجبور نیستیم صبح زود بیدار بشیم، بخاطر اون بلند بشیم...

الهه

پ.ن: ایرانم از جام ملت های آسیا حذف شد... حس متفاوتی ه وقتی همکار ژاپنی، عراقی و لبنانی داشته باشی ... 

*پ.پ.ن: عنوان رو به فتح  پ و کسر ر بخوانید (پَرِ قُنداق)