۱۳٩٤/۱/٢٥
روزمادر گذشته
  • امروز پرزنتیشنم رو دادم و گذشت. از پنجشنبه تا سه شنبه که امروز باشه و من پرزنت کرده باشم سه بار کل اسلایدها رو متحول کردم! دست آخر نمی گم چیزی بود که خیلی دوست داشتم ولی بهتر از قبل بود و فکر می کنم کمابیش مردم یک ساعت همراه بودن ... استادم که ظاهراً خیلی خوشحال و راضی بود و من هم توقعی نداشتم. بالاخره شنونده ها آدم های این استادم بودن و اون باید راضی می بود جلوی اونها. اگه به خودم بود شاید تیکه دوم پرزنتیشنم خیلی متفاوت میشد. کاری که کردم این بود که اسلایدهایی که بیشتر ذوقشون رو داشتم و نتایج اخیر کارم بود گذاشتم اول، خودم با خوشحالی اونها رو گفتم. اسلایدهایی که قبلاً کمابیش پرزنت کرده بودم و استادم فکر می کرد باید برای این شنونده ها حتماً گفته بشه رو گنجوندم تو قسمت دوم... و به هرحال به هر ترتیب گذشت. 
  • احتمال زیادی نبود ولی اتفاق افتاد. تو کل اتاق فکنم از حدود 25-30 نفر حدود 3-4 نفر خانم بودن (فکنم سه نفر) یه یونانی دو تا ایرانی و دو تا ایرانی ها هر دو هم اسم بودیم :) موقع ناهار با خانم هم اسمم حرف زدم و آخر کار شماره تلفن ردو بدل کردیم :)
  • جمعه روز مادر بود تو ایران. من معمولاً حواسم به ماه جمادی الثانی هست که بعد اینکه قرص کامل رو می بینم چند روز بعدش روز مادر ه. حالا این سالها بخاطر وایبرو مسج های فورواردی و اینجور چیزها احتمال اینکه آدم یادش بره که تو ایران روز مادر ه کم میشه. روز مادرها حس متفاوتی داره این چند سالی که خودم مادرم. امسال که روز زن رو به مامان و خاله و خواهرم تبریک می گفتم حسش حتی خیلی ویژه تر هم بود. سال اولی که مادر بودم می گفتم آریو باید صدام کنه مامان تا حس کنم تبریک روز مادر شایسته ای دارم. این رو می تونم واقعاً از ته دل که وقتی با نگرانی صدا می کنه :" مامانی؟" و یوهو می بینتم ، اون لحظه برق چشمهاش از بهترین کادوهای دنیاس. امیدوارم بتونم همیشه واسش تیکه محکم (عاطفی) باشم. جوری که دوست داره ، جوری که دوست دارم...
  • روز مادر امسال از جهت دیگه ای هم ویژه بود. یکی از دوستهام که منتظر نی نی اشون بود بعد از سه روز انتظار همون روز صبح مامان شد و یه دسته گل ناز بدنیا آورد. خیلی واسش خوشحال شدم.
  • هوابهاری شده و روزها بلند ، درخت های کوچه پر شکوفه... و درخت های گلابی خودمون پر جوونه. دوست دارم بهارکوچه مون رو بهار خونمون رو. 

الهه

تو روز گرم و آفتابی و بهاری آخرهای فروردین