۱۳٩٥/۳/۳
تقارن تولد شمسی و قمری

کلاس چهارم پنجم که بودم تازه یاد گرفته بودم که سال قمری و سال شمسی باهم ده روز اختلاف دارن و توجهم به این اختلافات و تغییر زمان جشن ها و مراسم مذهبی نسبت به فصول و ... زیاد بود. همون موقع ها حساب می کردم که کی دوباره تولد شمسی ام متقارن با تولد قمری ام که نیمه شعبان ه میشه... پارسال تولد قمری ام کمی بعد از تولد شمسی ام بود  و امسال کمی قبل . یعنی از امسال به بعد دیگه این دوتا روز از هم دور و دورتر میشن تا روزی که من حدود 70 ساله بشم و دوباره این دو روز به هم نزدیک خواهند شد. اون موقع ها که این حساب کتاب ها رو می کردم همیشه همین جا قبل از 36 سالگی وایمستادم و فراتر نمی رفتم. تا جایی که یادم می آد زنی "میانسال" میدیم الهه ی 36 ساله رو که عینک زده و موهاش کم و بیش سفید ه... الآن از تصورم خنده ام میگیره ... 36 سال الآن برام جواان ه و میانسال نیست، الزاماً موهاش سفید نیست... عینک نمی زنه... تصورم از 30 و خرده ای سالگی ام درست نبود...

اون سالها به خودم در سال 1400 فکر می کردم و فکر می کردم حالا چه شکلی خواهم بود... و حالا به 70 و خرده ای سالگی ام که اصلاً اون روزها هم به تقارن خرداد و شعبان آیا فکر خواهم کرد... زنده هستم یا نه. نوه دارم و دارم نگه شون میدارم و باهاشون میرم پارک و ... یا نه... نمی دونم چی میشه ولی اون روزها هم باید دوباره شعبان و خرداد متقارن بشن و دخترم شاید به تقارن شعبان و خرداد فکر کنه و ببینه 32-36 سالگی تازه اول خیلی راهاست

مادر و دختری از ماه خرداد و شعبان...

زندگی پیش رو...

دوم خرداد ماه 1395