۱۳٩٥/٤/٢۳
let it go

واقعیت اینه که آریو خیلی هنوز فارسی و هلندی رو بی نقص حرف نمی زنه و در کمال تعجب ما علیرغم اینکه ما در معرض انگلیسی قرارش ندادیم ازش گاهی گداری جملات انگلیسی مربوط می شنویم. مربی های مهدش گفتن که بعضی اوقات وقتی ازش سوالی می پرسن به هلندی آریو انگلیسی جوابشونو میده و وقتی ازش می پرسن که چرا اینجوری گفتی به هلندی میگه چون آیوش اینجوری می گه. آیوش یار غارش ه. هندی ه و ازش حدود  8-9 ماه کوچیکتر ه. ظاهراً هندی و انگلیسی و هلندی حرف می زنه. تو بازی ها همیشه دنباله روی آریو ه و ظاهراً آریو از این قضیه به شدت لذت می بره. این قضیه تو گروه baby که بودن مشهود بود و حالا هم تو toddler گروه قضیه ادامه پیدا کرده.

بهرحال ما فکر می کنیم آریو انگلیسی متوجه نمیشه و معمولاً اگه بخوایم چیزی بگیم که نخوایم خیلی سر در بیاره چی می گیم معمولاً به هم دیگه انگلیسی می گیم و به خنده به هم میگیم این آزادی رو چند سالی بیشتر نداریم و بعد باید به عربی پناه ببریم.

آریو معمولاً با ما انگلیسی حرف نمی زنه. تو بازی هاش گاهی می شنوم از قول بعضی ماشینها انگلیسی یه چیزهایی میگه  وشعرهای انگلیسی می خونه. چند هفته پیش موقعی که من داشتم تو drive through غذا سفارش میدادم از روی صندلی اش داد زد که I want apple juice. برایش آب سیبش رو سفارش دادم و عبور کردم. قبلش هم یه روز که مهمون هلندی داشتیم و داشتیم با اونها انگلیسی حرف می زدیم وقتی بارون گرفت اعلام کرد look! it's raining

دیروز رفتم دنبالش دیدم همون لباس صبح تنش ه. خوشحال شدم و به مربی گفتم که خشک بوده امروز آریو گفت آره. گفتم دستشویی شماره دو نکرده گفت نه. گفت اون سخت ترین قسمتش ه معمولاً. گفتم آره ظاهراً برای بچه ها سخت ه که let goکنن. اومدیم خونه آریو هی شعر می خوند: let it go , let it go...

من متعجب بودم که چجور اینو میگه. یوهو سر شام گفت او ایی دارم بریم دستشویی... هیچ وقت خودش اعلام نمی کنه و ما باید (عموماً با توسل به زور)ببریمش. رفتیم بالا مثل یک تیکه آقا روی توالت نشست و گفت let it go let it go و let go کرد. و کارش انجام شد.... 

الهه، مادر نگران در تلاش برای let go...

آیندهوون نیمه آفتابی