۱۳٩٥/۱٢/٢٧
پسر ناز من

دو سه تا پیرهن سفارش داده بودم ولی میخواستم فقط یکی شونو بردارم. بسته رسیده بود و دونه دونه میخواستم امتحان کنم. اولی رو پوشیدم پرسیدم پوآن خوبه؟ گفت تو خودت خوبی...

آریو مشغول بازی با لگوهاش بود تو اتاق. پوآن تارا رو برد پایین. دومی رو پوشیدم، گفتم آریو این خوشگل ه؟ سرش تو لگوهاش گفت نه.

گفتم مامانی رو نگاه کن لباسم خوشگل ه؟ سرشو بالا کرد گفت بچرخ. چرخیدم. گفت نه این جوری. اسباب بازی هاشو گذاشت زمین بلند شد دستاشو باز کرد دورش و محکم و تند چرخید. همون کار رو کردم. گفت مامان قشنگ ه ولی خیلی خوشگل نیست. قانع شدم که پسش بدم و عاشق این طرز برخوردش شدم. برگشت سر لگوهاش...

الهه مامان شاکر