۱۳٩٦/۱/٢
نوروز

امسال نوروز خیلی یواشکی تر از همیشه و شاید بی سر و صدا تا دم خونه ما رسید. نگرانی های تو خانواده، و درگیری نوشتن تز و مشغله های ذهنی و مریضی روزهای آخر سال خودم شاید باعث این قضیه شده بود. ولی بهرحال از جمعه که از سرکار اومدم سعی کردم با تمام قوا حال و هوای عید بیارم تو خونه... با شیرینی پختن گرچه در ابعاد خیلی کم به کمک آریو شروع شدو بعد هم خرید های خاص عید و سمنو و سنبل و لاله و ... 

شب عید سبزی پلو ماهی ای در منزل یکی از دوستان در حلقه ای از دوستان نزدیک اینجا داشتیم که شب خوبی بودو آماده شدیم برای یه نوروز خوب ، با امیدهای تازه. که امسال کمتر دغدغه داشته باشیم و بیشتر مثبت نگاه کنیم. به داشته هامون فکر کنیم و خوشحال باشیم از همین شیرینی های ساده دور هم بودن. 

سال نود و پنج به طور گسترده دغدغه ی مدرسه آریو رو تو کلش جا داده بود. تقریباً از اواخر فروردین تا آخرین روز اسفند پایدارترین دغدغه ی ما بود. شادی هاو غم های شدید و موضعی ای تجربه کردیم با دوستان و خانواده ... و روزهای پر تب و تاب و پر امیدی هم داشتیم.

 

با نگاه رو به جلو منتظر یه نود و شش خوبم. یه نود و شش آرام با همه عزیزانم. انگار آرزوهای مربوط به کارم مربوط به سال میلادی ه و آرزو های مربوط به خانواده و عزیزانم مال سال شمسی . نمی تونم انگار فکر کنم تو نود و شش انشالله درس رو تموم کنم و کار رو شروع کنم! حس می کنم اون مال 2017 س. ولی به هرحال برنامه ها و انگیزه های زیادی هست برای نودو شش وآرزو های بسیار بسیار.

از خدا حال خوب میخوام و شادمانی از ته قلب برای همه شما و همه ما. خوب باشین و نوروز مبارک.