۱۳٩٦/٢/٢٩
جبران- پاک کن

وقتی یه جایی خراب کاری می کنی، همیشه دوست داری جبران کنی، این حسی هست که بهت آرامش میده و خیالتو راحت می کنه. حتی اگه اون چیز خیلی مسخره باشه. دستت خط می خوره یا بد خط می نویسی یا .. پاک کن رو برمیداری، پاک می کنی و دوباره می نویسی.

یه صفحه تازه باز می کنی؛ از نو شروع می کنی، 

نماز قضای صبح تو با حال پشیمونی قبل نماز ظهر می خونی،

اگه تو طول هفته کافی وقت برای عزیزات نداشتی تو آخر هفته چند برابر تلاش می کنی کار خاصی براشون انجام بدی.

وقتی دیروز دیر رسیدی؛ فردا زودتر از درخونه می آی بیرون.

 همیشه آگاهانه نیست انجام کارها، که بدونی لازم هست بعد جبران کنی. گاهی وسط کار متوجه اشتباهت میشی، و سعی بر جبران میگیری... استیصال وقتی ه که راه جبران نداری... وقتی همه می خوان بگن آب رفته به جوی برنمی گرده... 

تا جایی که اتفاقات مربوط به خودت ه ، جبران کردنش و نکردنش طرف حسابش خودتی. کار سخته ولی خیلی سخت نیست. طرف آدم عزیزانش باشن خیلی سخت تره ، از همه سخت تر وقتی ه که طرف آدم بچه هاش باشن. چون یه جورهایی واسشون مسئول تویی. هیچ پدر ومادری الهی تو اون نقطه ی استیصالی که نتونن جبران کنن الهی قرار نگیرن، اونجا که حس کنن قصوری بوده که حس کنن شرمنده بچه اشونن...

مادر گناهی، هنوز امیدوار، ... زره پوش ؛ مدافع مرخصی مادربودن

آیندهوون... هوای بهاری، بارون نم نم.

پ.ن: چهار ساعت در هفته ی من حداقل حق بچه ام ه؛ اگه خودم این فکر رو بکنم، چرا باید توضیح بدم؟ لازم نیست بدونی چقدر برای ما این چند ساعت مهم ه، ... حرفم در بیشتر جاهای دنیا غیر منطقی ه ولی برام مهم نیست. دوست دارم یک دنده و بی منطق باشم حتی برای چند روز .

پ.پ.ن: پوآن صحبت "تِد تاکی" رو می کرد که گفته بود تویش همون هورمونی که موقعی که یه نفر قبیله اش ترکش می کردن تویش ترشح میشده، که می ترسیده بمیره در این اثر ، وقتی آدم نامه ریجکت شدن دریافت میکنه تو آدم ترشح میشه. (احتمالاً کورتیزول ؟) اینه که یوهو حس می کنی دنیا رو سرت آوار میشه. سوالم اینه که هورمونی که وقتی بهبچه ی آدم میگن بالای چشمت ابروه تو مادر ترشح میشه چیه که هم دنیا رو سرت خراب میشه هم حس می کنی مثل پلنگ باید بجنگی و عالم و آدم رو سرجاشون بشونی؟؟ اسمش چیه؟ قرص داره آدم بخوره خوب بشه، خون و خونریزی نشه؟