۱۳۸٢/٥/٢٠
می تونين نظر بدين دانشگاه جای چيه....

شايد شما هم بتوانيد كمك كنيد و بگوييد كه دانشگاه چه جايي است؟

 

اين نوشته در سال 1367 و پس از فارغ‌التحصيل شدن از دانشكده اقتصاد اصفهان نوشته شده است. بنابراين مي‌تواند كسريهايي با حال و هواي امروز دانشگاه داشته باشد. بهر حال اين نوشته را تقديم مي‌كنم به تمامي همكلاسيهايي كه مدتهاست آنها را نديده‌ام و شديدا درگير كار و زندگي شده‌اند و دلم هواي آنها را كرده است:

دانشگاه محل:

تحصيل....

مدرك گرفتن و مدرك خريدن

فرصتها، فرصتي عالي براي دانش اندوزي

شكوفا شدن استعدادها

شناخت شخصيت، ساختن شخصيت

آموختن بهترين چيزها

آموختن درسهائيكه شيرين است و در آينده به عمل ميآيد

خواندن تئوريهايي كه هيچوقت به مرحله عمل نمي‌آيد

زماني عالي و ديگر بدست نيامدني براي خواندن بهترين كتابها و همه كتابها

پيدا كردن ناب ترين كتابها و خواندن آنها كه مخالفان زيادي دارد و بعد از آن دوره ديگر به هيچ وجه آنها را پيدا نمي‌كني

شناختن واقعيتها (زندگي، جنگ و ديگر هيچ)

تقسيم دانشجويان براي كارهاي مملكتي

محل برخوردها و كم رويي‌ها و حسرت خوردنها از لحظات از دست رفته

ادامه دو رويي‌ها و ريا كاريهاي جامعه بوسيله سطحي ديگر از جامعه (دانشجو)

روزنامه خواندن و اطلاعيه‌هاي انجمن

اخطار گرفتن و يكبار ديگر اگر...

اعزام به سوي جبهه و پشت كردن به درس و تحصيل

سخنراني كردن و سخنراني شنيدن

لاس زدن با استاد و كتابدار دانشكده

شوخي كردن با استاد و فحش دادن به او و تعريف كردن از او

اسم گذاشتن روي استاد و دانشجو

دلسوختن براي استاد

پاي درد و دل نشستن مستخدم و دربان

ايستادن و منتظر بودن رسيدن اتوبوس

دير رفتن سر كلاس و متلك گفتن استاد و يا راه ندادن او سر كلاس

خيط كردن دخترها و پسرها بوسيله استاد درس

مزه ريختن سر كلاس و خنديدن بچه‌ها

خنديدن به سر و وضع و لباس و... استاد و سرخ شدن او

تغيير تيپ دادن

نوچه گرفتن

تنبلي استاد

عاشقي استاد

پيدا كردن ياري همفكر و آينده ساز و يا نابود ساز

پيدا كردن همكاري براي همكاري در هدفها

مبادله نوار و فيلم

بحث و گفتگو

سركار گذاشتن دانشجويان بي آزار و در لاك خود

گفتن حرفهاي زشت و خيلي زشت

ياد گرفتن حكم و حكم كردن

بدست گرفتن سيگار و سرفه كردن

چاي خوردن، نوشابه و كيك

فوتبال كردن و واليبال و بسكتبال

يك نگاه (يك نگاه از سر بي خيالي و ...)

سوراخ كردن پرده وسط كلاس

جفت پيدا كردن و زوج دانشگاهي شدن

خود گم كردن، غرور و تعصب

"تر" شدن تكبر دختر‌ها

سر كوبيدن پسرها بوسيله دخترها

موش و گربه بازي كردن دانشجويان

پياده رفتن در خيابونهاي دانشگاه به بهانه پياده روي براي ....

مسابقه ماشين سواري

پشت پنجره ايستادن و چريدن

ديدن كي دوباره ابرويش را برداشته

نامه نوشتن و نامه خواندن

از چنگ در آوردن و از دست دادن

و....