عید فطر

هر سال اول ماه رمضون و از اون بدتر عید فطر درگیریم که واقعاً روز عید کی ه... با اینجا بگیریم با ایران؟ به ماه ؟ به عقلمون. امسال هم دست آخر تصمیم گرفتم با اکثریت مسلمون های اینجا عید بگیریم که معمولاً با عربستان می گیرن... 

من که امسال به وقت مکه روزه هام رو افطار کردم (البته به سبک فتوای خودم) و عیدهم به همراه اکثریت مسلمون های اینجا... و نماز عید رو هم با همون ها به سبک نسبتاً غریبانه هر سال خوندیم.

ماه رمضون امسال ماه رمضونی بود به سبک " با چنگ و دندون حال و هوا ایجاد کن و نگهش دار" بودم... نمی دونم سال دیگه چی میشه... من ؟ اعتقاداتم؟ خانواده امون؟ ولی چیزی که هست اینه که در حدی تلاشم رو کردم که برای دلم حال رمضونی ایجاد کنم. و این حالم رو بهتر می کنه. نمی خواستم هیچ وقت به حداقل ها راضی باشم ولی این حداقل ها چیزی هست که دارم و بابتش شاکرم.

دیشب هر دو تا استادهام ایمیل زدن که عید آخر رمضانت مبارک. با یکی اشون امروز صبح جلسه داشتم. دیشب تو ایمیلش گفته بود:" اگه فردا عیدت ه راحت باش که یکی دو روز رو بمونی پیش خانواده و دوستات " . من هم خوشحال امروز و فردا کار نمی کنم.

طاعات همگی مقبول و عیدتون مبارک

الهه

آیندهوون تابستونی و سنگین گذر

/ 7 نظر / 17 بازدید
فرناز

عیدت مبارک مامان الهه مهربون [لبخند] آره اینجا هم همه به من میگن چرا اومدی سر کار؟ عید مگه سه روز نیست؟

negar

سلام الهه ی عزیز عیدت مبارک مهربون <3

آرام

عيدت مبارك الهه افرين به همتت كه روزه گرفتي :)

سميه

سلام من تازه با وبلاگتون اشنا شدم و کمی هم از ارشیو شروع کردم به خوندن و از انجایی که کمی کنجکاو شدم که البته چون یکی از دغدغه های خودمه واسم باعث فضولیم شد اینکه به روز انقدر اعتقاد دارین آیا محجبه هم هستین ؟ چون به نظرم این یه قانون اسلام خیلی ستمه و هیج جوره باهاش کنار نمی یام بعدشم اینکه همسرتون ایرانیه ؟ اخه یه وبلاگ میوه بلوط بود که خیلی با مزه از تفاوت فرهنگی با همسرشونو و فارسی حرف زندنشون می نوشت که متاسفانه دیگه نمی نویسن گفتم اگه اینطوری شما جای ایشونو بگیرین[لبخند]

فریدا

سلام عیدتون مبارک با تاخیر مرسی که پاسخ سوالم را دادین. بله میدونم شما ساکن هلندهستین ادرس کلینیک اونجا را می خواستم ببینم ایا برای چشم هم کاری کرده اند یا نه؟ البته تو تهران مامانم تحت نظر هست اما کار زیادی انجام نمی دهندهمان کلینیک نور هست نمیدونم منظور شما همان نور بود یا نه.ممنون .پسرت را ببوس

خدیجه

سلام الهه. دارم پستت رو با دو هفته تاخیر می خونم... امسال برای من تو فرانسه اولین تجربه روزه داری دور از حال و هوای ایران و خونواده بود. شروعش مصادف شد با ورودم به فرانسه و هفته اول واقعا همون حس "با چنگ و دندون حال و هوا ایجاد کن نگهدار" رو داشتم تا اینکه هفته دوم با یه جمعی از دوستان مسلمان رزیدنسی که هستم آشنا شدم. هر روز قبل افطار نماز مغرب رو تو اتاقاشون می خوندن. برای افطار تو باغ دور هم جمع می شدند و غذاهاشونو میاوردن. بعدهم با هم دسته جمعی برای نماز اعشا می رفتن مسجد و دو ساعت به کارای شخصی می رسیدند و شب برای گپ و گفت و خوردن دسر و میوه دوباره دورهم جمع می شدند .... در بودن با اون ها از تلاش تنهایی برای حال و هوا ایجاد کردن کم شد و کلی خوش گذشت... به نظرم اگه تلاش کنین از سال بعد با بچه های دور و بر تو این ماه بیشتر دور هم جمع شین از سختی تنهاییش کلی کم می شه و خوب و خاطره انگیز سپری می شه...

فریدا

سلام الهه جان مرسی از پاسخت حتما پیگیری میکنم. راستی وبلاگ اشپزیت را هم دوست دارم همیشه بهش سر میزنم شاد و پیروز باشید