ادامه ی سفرکوتاه

بعد از تهران 5 روزه برگشتیم اهواز. یه روزشم رفتیم کوشک خیلی جای قشنگی بود. خیلی خوش گذشت... یاد بچگی، یاد رستگی، یاد شب نجومی ها و لجبازی های بچگی، سکوت، تاب بازی... خلاصه خوب بود روی هم.

کوشک، سد شهید عباسپور

از پنج روز اهواز که گذشتیم، رسیدم به نه روز تهران. که وسطش چهار روز کیش داشت. خیلی کم می ماند واسه تهران... از دلشوره ی اینکه به هیچ کاری نمی رسم تقریباً به هیچ کاری نرسیدم! ولی خوب دیگه MP3 هم که شده دوستم و دیدم و باهم سینما و کافی شاپ و رستوران رفتیم، دلی مانجو خوردیم و گپ زدیم. خندیدیم و خرید کردیم. شهر کتاب رفتیم و چرخ زدیم.

از فامیل بیشتریها رو ندیدم ولی خوشحال شدم کسایی رو که دیدم...

کیش امسال اما چیز دیگه ای بود. از سال 1372 تا همین دفعه دیگه پیش نیومده بود من با همه خانواده باهم بریم کیش. اون سال یکی از بهترین مسافرتهای کوتاهم بود. اسفند 72 تا سال تحویل 73 تو کیش... جوجه بچه ای بودم و امسال با مامان و بابا و خاله با همه ی خواهر برادرها با همسرهاشون با دوتا فینقیلی های خانواده مون که هی تند تند دارند بزرگ می شن... سر میز شام و نهار صبحانه دسته جمعی نشستن هامون، اتوبوسی این ور اونور رفتن هامون... سگوی سواری، اسکی رو آب شماها، دوچرخه سواری های قبل طلوع... چقدر خوش گذشت چقدر خندیدیم. چقدر خدا دوستت دارم که واسمون اینجوری پیش می آری. خودت هوای همه مون رو داشته باش.

کیش، طلوع

از کیش اومدیم نفهمیدیم چی شد که روز برگشت شد. همه چی همیشه زود می گذره... دیگه رو دور تند یه کیک هم با الآنی خوبم درست کردیم که یاد خاطره های کودکی و کیک درست کردن هامون بیفتیم...

و زودی برگشتیم. تهران- استامبول -آمستردام-آیندهوون. هواپیما نشست تو اسخیفول شد 10 تا فرود تو 4 هفته که تجربه کردم... سفر پر هواپیمایی بود. فکر کنم رکورد قبلی ام 8 تا فرود تو سه هفته بود!

حالا خودم رو آماده می کنم واسه کار جدید. استادم رو رفتم دیدم، کلید اتاق جدیدم رو گرفتم. لژنشین شدم. از اون بالا میشه دانشگاه رو دید.

باید به روال عادی برگردیم... ماش خیس کردیم واسه سبزه عیدمون. دعا می کنم سال بعد هم سال خوبی باشه. امسال که تا اینجاش خدا رو شکر خوب بود.

الهه

کتابخونه دانشکده ریاضی-آیندهوون

/ 9 نظر / 90 بازدید
بهناز

چقدر خوشحالم که اومدی و بهت خوش گذشت.....چقدر خوشحالم که به قول خودت mp3 هم که شده همو دیدیم ولی ناراحتم که خیلی کمم بود.... خیلی حرفها بود که وقت نشد بهت بگم....ولی بازم خیلی خوب بود....مرسی که اومدی برای دور هم بودنتون خیلی خوشحالم ...ایشالله همیشه ها دور هم به شادی جمع باشین

علیرضا

بسیار شاد بود. همیشه شاد باشید انشالا..

الآنی

همیشه بودنت خوبه... این بار از خیلی وقت ها بهتر بود ولی از همیشه به نظرم کوتاه تر... ولی همین که کیش رفتیم خیلی اوضاع رو بهتر کرد! اگه نمیرفتیم فکر کنم میانگین 1 روز هم پیش هم نبودیم! عاشق عکس های کیشم... عاشق بودنت کنار خانواده... عاشق اون عکسی که توی کیش،پشت شمشادهای روبروی هتل داری از ته دل میخندی.... خیلی دوستت دارم... کاش بشه زود به زود همدیگرو ببینیم... خدارو شکر برای سالی که گذشت... امیدوارم تا آخر سال دیگه هم همین حس خوب رو داشته باشیم... خوب شروع کن خواهرم... خوب تر از همیشه... حتماً خوب خوب هم میتونی تمومش کنی... دوستت دارََََََََََم!

leila

in postet ra kheili doost dshtam, hamishe shad bashi dar kenare khanevadaye mehraboon va khobet. ensha allah ke shoro khobi dashte bashi.

نگار

همیشه شاد وهمیشه خوش باشی‌ دوست نازنینم[لبخند]

اذر

[عینک]چه خوب ایران رفتین. جای ما رو هم خالی میکردین.همیشه شاد و سلامت باشین. دم عیدی چه صفایی داشت ایران گردی . براتون سال نو خوشی آرزو میکنم [پلک] منتظر عکس سفره هفت سین هستیم. [گل]

تاتا

الهه عزیز امیدوارم همیشه دلت شاد باشه و امیدوام سال جدید برای همه مردم روی زمین پر از آرامش باشه شاد باشی

من دروغین!

من خانوادت رو خیلی دوست دارم ... خیلی مهربونن ... خاله ات ... مامان و بابات ... آزاده ... الانی و خودت که حرف نداری ... ایشالا همیشه دور هم خوش باشین

نسیم

[لبخند] چقدر خوبه...من آخرین باری که با خانوادم رفتم مسافرت سال 78 بوده و دیگه بعد از اون دیگه نشده با پدر و مادرم بریم مسافرت[ناراحت]...اما برای تو خوشحالم که اینطوری بده برات.با همه خانواده.خیلی حس خوبی به آدم میده.