خدا حافظ OSI

 

 

انگار همین دیروز بود من داشتم می گفتم چه خوب شد رفتم توی کلوب  شمشیربازی اینجا اصلاً آدم گاهی باورش نمیشه... روز شنبه مهمونی آخر ترم بود با بچه های شمشیربازی و علیرغم اینکه یه عالم کار داشتم واسه روز دفاع ولی دلم می خواست برم و از فرصت ها استفاده کنم و کنار هم باشیم.

تو مدتی که کنار آب نشسته بودیم و غذا درست می کردیم و در ساحل شمشیربازی می کردیم هم همه اش به یاد خاطرات خوبی که کنار این آدمها که خیلی هم شبیه من نیستند داشتم بودم. همه مسافرت ها همه مسابقه ها همه پیک نیک ها. خیلی گروه خوبی بود... امیدوارم یه گروه شمشیربازی خوبه دیگه تو شهر جدید محل زندگیم پیدا کنم یه عالم دوست جدید مهربون دیگه با هزارتا خاطره و تجربه خوب دیگه!

الهه

دوشنبه ٢٠ خرداد

/ 7 نظر / 17 بازدید
بنفشه

منم امیدوارم و مطمئنم که پیدا هم می کنی چون همیشه می تونی دوستای خوبی پیدا می کنی و همیشه هم اینقدر تو دوستیات باوفایی که همیشه دوستیات پایدارن.

فرناز

ایشالا که هر جا بری خوش یاشی الهه جان[ماچ]

شملک

الهه جان امیدوارم منزل جدید همه اش پر از خاطرات خوب و قشنگ براتون باشه

علیرضا

همیشه زندگیت پر از خاطرات خوب باشه الهی،،

حرفه ای

هوهو شمشیر بازی!! هوهو [زبان][زبان] همین کارها رو کردی الان هی استرس داری واسه تزت دیگه!!‌ [عینک] خانم محترم!‌ شما رفتی اونجا درس بخونی نه اینکه هی بری کارهایی از قبیل هفت سنگ و منچ و تخته نرد و شمشیربازی و تفنگ بازی و خاله بازی بکنی! لااقل اگر هم تفریحی می کنی برو اسکیت یا آیس فیشینگ یا باجی جامبو یا قایق سواری تو رودخونه خروشان یا حداقل اسکی روی برف بادخورده... [نیشخند]

نگار

تا شقایق هست زندگی باید کرد!![لبخند] اون چیزایی که دوسشون داری تبدیل به زندگیت میشن و نمیتونی هیچ وقت واسه همیشه کنار بذاریشون![شوخی]

پسرخاله

مولای شمشیر بازان جهان حضرت ZORO دامت شمشیراته ، پشت و پناهت ...