شوخی های (تلخ) آوریلی

گاهی فکر کردم تو این سالی که گذشت که اگه من این همه یاد خوآن می افتم با وجودی که نسبتاً آدم بیربطی به هم بودیم دوستاش و خانواده اش چی کار می کنن؟!

داشتیم چند روز پیش ها راجع به با همکارم حرف میزدیم... که واقعاً یک سال داره میشه که نیست و ... 

و به طور خیلی بیربطی پریروز خبر رسید که یکی از استادهای دانشکده مون (که تو همون طبقه ما بود و تقریباً هر روز روزی چند بار می دیدمش...) یوهویی فوت کرده! یه استادتمام 49 ساله، خیلی سلامت و معمولی، با دو تا بچه ی (4 و 8 ساله)... در اثر عفونت سریعی تو پاش؟ در عرض کمتر از 5 روز واقعاً واسه چی؟!

امروز تو آفیس بچه ها شوخی های آوریلی می گفتن و من باز هم به این فکر می کردم که کاش خوآن و این استاد و ... همه این تلخ ها شوخی آوریلی بود... 

خدا کمکمون کنه...

الهه

نظاره گر چیزهای نه خیلی مربوط ولی به حد کافی تلخ.

/ 2 نظر / 10 بازدید
نیلی

ضربه مرگ آدم های همسایه خیلی عجیب و تلخه. چقدر بد که با بالارفتن سن مون هی بیشتر و بیشتر می شن

تاتا

این وقت ها من همیشه به خدا می گم که خدایا تو فقط باید هوای منو داشته باشی خدایاااااا اونهایی که رفتن رو رحمت بفرست و ما رو به خاطر عزیزان زمینی خودمون سلامت بدار